ما را دنبال کنید

جستجوگر

آمارگیر

  • :: آمار مطالب
  • کل مطالب : 67
  • کل نظرات : 1
  • :: آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 1
  • تعداد اعضا : 1
  • :: آمار بازديد
  • بازديد امروز : 61
  • بازديد ديروز : 3
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل ديروز: 1
  • بازديد کلي : 100,647
  • :: اطلاعات شما
  • آي پي : 3.236.118.225
  • مرورگر :
  • سيستم عامل :

المنتخب | مرجعی آسان برای نام نوزادان

یکی از حقوق فرزندان بر پدر و مادر انتخاب نامی مناسب است تا با آن برای دیگران شناخته شود و با آن نام صدا زده شود.

پیامبر(صلی الله علیه و سلم) در این باره تشویق نموده و مسلمانان را امر فرموده است “انکم تُدعون یوم القیامه باسمائکم و اسماء آبائکم فاَحسنو اسمائکم” ترجمه: در روز قیامت شما را به نامهایتان و نام های پدرانتان صدا میزنند پس نام های نیک و پسندیده برگزینید.(ابوداود آن را روایت کرده است)

به خاطر تاثیر بسزای نامگذاری در زندگی انسان امروز برای شما این کتاب مفید را برای شما آماده دانلود کرده ایم تا بتوانید به راحتی نام های اسلامی را برای فرزندان خود برگزینید.

 


 

مشخصات

  • نام کتاب: المنتخب | مرجع آسان برای نام نوزادان
  • تالیف و جمع آوری: محمد علی خالدی (سلطان العلماء)
  • فرمت: pdf
  • حجم:۱۸۷ KB
  • منبع: سنت دانلود
  • لینک دانلود (برای دانلود کلیک کنید)

کتاب “اسباب نزول قرآن” از علامه سیوطی

بدون شک رمز و راز پیروزی اسلام بر کفر و پخش و نشر دعوت اسلامی در نیم قرنی که قلمرو سرزمین اسلامی از شرق به چین و از قرب به اسپانیای امروزی رسید، به فهم و عمل مسلمین به قرآن بر می‌گردد. شگفت‌آور هم نیست که در روزگار استعمار بریطانیای کبیر، آقای چرچیل نخست وزیر آن کشور، قرآنکریم را در مجلس لردها بلند نموده می‌گوید: «تا زمانی که این قرآن در میان مسلمانان باشد، استعمارکردن‌شان محال است و ما باید بکوشیم قرآن را در جامعه‌های از حیات و زندگی مردم کنار بزنیم».

به حق که استعمار در نقشه‌اش تا اندازه زیاد توفیق یافت و امروز در جهان اسلام بویژه کشورهای ما، مسلمانان از شناخت و فهم قرآن کریم و چه بسا از قراءت و روخوانی آن هم عاجزند.

از این رو، هر حرکتی که در راستای احیا و زنده‌کردن قرآن در جان و دل این اجتماعات صورت می‌گیرد، بسیار ارزنده بوده و از ثواب و اجر عظیمی برخوردار است.

امام سیوطی [۸۴۹ – ۹۱۱] از شخصیت‌های بزرگ مسلمان قرن ۹ – ۱۰ کسی است که در خدمات علمی و آثار گرانبهایش بویژه در عرصه قرآن پژوهی از قهرمانان میدان علم و فرهنگ به شمار می‌رود که آثار ارزشمندش قرن‌ها بر روح و فکر قشر اسلام پژوه و چیره بوده و از این شهکارها استفاده برده اند که یکی از این آثار کتاب ارزشمند، «لباب النقول فی أسباب النزول» است که امروز ترجمه آنرا با نام “اسباب نزول قرآن” برای دانلود خدمت شما آماده نموده ایم.

امیدواریم مورد قبول درگاه الله متعال و مورد پسند شما عزیزان قرار بگیرد.


مشخصات

  • نام کتاب: اسباب نزول قرآن
  • مولف: علامه جلال الدین سیوطی
  • تحقیق: عبدالرزاق المهدی
  • ترجمه: عبدالکریم ارشد
  • فرمت : word & pdf
  • حجم: ۵/۸۲ MB
  • منبع: کتابخانه عقیده
  • لینک دانلود (برای دانلود مستقیم کلیک کنید)

کتاب اندروید «المقراض لدفع الاعتراض»

 

المقراض لدفع الاعتراض کتابی جامع و بسیار مفید در پاسخ به شبهات غیر مقلدین و مدعیان دروغین سلفیت به قلم توانای استاد مولانا عبدالله امیری(فاضل حوزه علمیه منبع العلوم کوه ون) می باشد که مطالعه آن برای هر جوان سنی برای در امان ماندن از این فتنه (یعنی سلفیت) لازم و ضروری است.

قبلا این کتاب با فرمت pdf در سایت ها و وبلاگ های اهل سنت برای دانلود قرار گرفته است . امروز این کتاب را با فرمت apk با حجم بسیار کم برای دانلود خدمت شما ارائه می کنیم تا آنرا به راحتی در موبایل و تبلت اندرویدی خود مطالعه کنید.

لازم به ذکر است این کتاب توسط برادر عزیز رحمان بخش سپاهی برای اندروید آماده شده است و امیدواریم ما را از دعای خیر خود فراموش نکنید.

هم اکنون این کتاب را با فرمت اندروید از سنت دانلود ، دانلود کنید.


مشخصات

مختصری اززندگی نامه حكيم امت اسلامی علامه اشرف‏علي تهانوي رحمه‏ الله

بصیراحمد مبصّر

پيش‌ورود:

از آنجائيكه همه مان ميدانيم دين مقدس اسلام از بدو وجودش حتي الآن با دو عنصر بسيار مهم رو به توسعه و پيشرفت بوده است، يكي كتاب‌الله و سنت و ديگري رجال‌الله، برخي‌ها بدين نظر اند كه مقصد از رجال‌الله تنها پيامآوران الهي اند و گروه ديگري معتقدند كه نه تنها پيامبران خدا بلكه، علماء، مجددين و نخبگان امت كه همواره در تكاپوي شناخت الهي و نشر دين او هستند نيز شامل اين گزينه مي‌شوند. لذا در اين شماره بر آن شدم تا گزيده‌اي از سيرة مصلح كبير، امام همام، و بهجة انام حكيم‌الامت و مجدد‌الملت مولانا اشرف علي تهانوي رحمه‎الله را كه خدمات و خیرخواهی ایشان فراتر از مرزها بوده و همه از فیض سخنان و نوشته‎هایشان بهره برده‎ایم؛ بطور مختصر به معرفي بگيرم.

نام، نسب و زادگاه

علامه اشرفعلي تهانوي فرزند عبدالحق بن حافظ فيض علي كه به حكيم الامت ملقباند در پنجم ربيع‌الثاني سال 1280 هجري‌قمري در تهانه بَهْوَنْ كه از شهرهاي مشهور مظفرنگر هند است روز چهارشنبه وقت طلوع فجر ديده به جهان گشود، نسب ایشان به خليفة راشد اسلام سيدنا عمر بن خطاب رضياللهعنه  ميرسد. خانوادهشان از نظر علم و فرهنگ در آن زمان معروف بودند، چون جد اعلايشان قاضي نصرالله خان در زمان حاکمیت امپراطور مغول «اورنگ زيب عالمگير» منصب قضاوت را به عهده داشت، پدرش از بزرگان و اشخاص صاحب نام و معروف منطقه تهانه بهون بود و جد مادري‌اش فاضل و عالم زبردستی در كلام فارسي به شمار ميرفت.

شيخ تهانوی در پنج سالگي از دامان پرمهر مادر محروم گشت و كاملاً تحت تربيت و پرورش پدر بزرگوارش قرار گرفت، او در فضاي كاملا ديني و خانوادة مملو از عطوفت، مهرباني، ورع، صلاح و تقوا به بار آمد، آثار فطانت و نبوغش از همان آوان كودكي در او پيدا بود، بطوري كه در كسب علوم ديني به سرعت پيش ميرفت. در سيزده سالگي آخر شب را در راز و نياز با پروردگارش سپري مي‌گرد، او همواره مي‌گفت: شوق و رغبت تهجد آخر شب از بركت استاد ابتدائيم مولانا فتح محمد رحمهالله  نصيبم شد. در فضای اجتماعي همه او را دوست مي‌داشت و با او صميمانه برخورد مي‌نمودند، در حسن وعظ و خطابه از همان كودكي مشهور بود و در ميان اقارب و نزديكانش با انجام اعمال نيك، ادب و رفتار دستنشان همه گرديده بود.

در فراگيري علم و كسب تزكيه

علامه اشرفعلي تهانوی علوم متداول ابتدائي را با حفظ قرآنكريم در قرية «آخون‌جي» كه در ولسوالي «ميرت» قرار داشت آغاز نمود، استاد حفظش حافظ حسين‌علي رحمه الله  بود و كتب ابتدائي فارسي و ديگر علوم رايج را در شهر ميرت و كتب متوسطه‌اش را نزد استاد فتح محمد تهانوي رحمه‎الله و قواعد زبان عربي (صرف و نحو) را نزد مامايش شيخ «واجد علي» كه از ماهرين در زبان و ادبيات فارسي بود فراگرفت.

ورود به دارالعلوم ديوبند

امام تهانوي در ماه ذي‌القعدة سال 1295 براي كسب علوم به دارالعلوم ديوبند رحل أقامت گزيد و پنج سال متوالي در آنجا مشغول تحصيل علوم عربي، ادبي و ديگر علوم عقلي و نقلي شد، او در نزد علماي بزرگي همچون، مولانا محمد يعقوب صاحب، شيخ الهند محمودالحسن ديوبند، مولانا سيداحمد، مولانا عبدالعلي، ملا محمود و... رحمهم‏الله، زانوي تلمذ زده و مدت زيادي كسب فيض نمود. چون بي‏حد تيز هوش و كوشا بود، به زودي مورد توجه خاص و عام قرار گرفت و بالاخره در سال 1301 از دارالعلوم دیوبند فارغ‌التحصيل گرديد، و در تمام علوم و فنون مهارت خاصي حاصل نمود، در فن مناظره، قرائت، تحرير، و تقرير استاد كامل بود.

شيخ با وجود تعلم و تحصيل علم سخت در فكر تزكيه نفس و معنويتش بود و همواره با اداي نوافل در اوقات درسي و مصاحبت با اساتيد و بزرگان تزكيه كسب مي‌نمود، علامه محمد تقي عثماني حفظ‌الله از درايت شيخ در دارالعلوم ديوبند چنين مي‌‌گويد: «امام تهانوي رحمه‏الله در دارالعلوم ديوبند مشغول تحصيل علم و خدمت اساتيد و مشايخش بود و شقلي ديگر غير از اين اختيار ننموده بود، بطوري كه اقارب زيادي از او ساکن قریه ديوبند بودند و همواره او را دعوت مي‌كردند، اما او هميشه عذرش را پيش مي‌كرد و به آنها چنين مي‌فهماند كه درين شهر فقط بخاطر فراگيري علم آمده است طوريكه تا 5 سال با آنها ارتباط نگرفت تا بالاخره دوران تحصيلش به پايان رسيد».

تعليم پس تعلم

پس از تحصيل و فراغت از علوم و فنون مختلفه جهت تدريس در مدرسة «فيض عام» شهر كانپور دعوت شد و در مدت كوتاهي با علم و فضل خود در ميان تمام استادان آن حوزه شهرت يافت و در ضمن تعليم، به ايراد مواعظ، تصنيفات، و افتاء در خدمت مردم مشغول بود و همة مردم كانپور را مشتاق و شيفتة خود ساخت، بعد از مدتي كوتاه به خاطر اصرار بيش از حد مردم مسجد جامع محله به آنجا امام شد و به تدريس پرداخت و در آنجا مدرسه‏ای به نام «جامع‌العلوم» تأسيس نمود و تا چهارده سال در آنجا تدريس مي‌کرد.

شيوة تدريس

حكيم‌الامت رحمه‏الله روش خيلي منظم و برنامهريزي شده‏ای در نحوة تدريس داشت:

1ـ در مطالعه مي‌كوشيد درس را به ساده‌ترين روش آماده كرده و به طلاب بفهماند؛

2ـ درسهاي بسيار مشكل و پيچيده را با بياني ساده چنان توضيح مي‏داد كه عموم طلبه درك مي‌كردند و اختتاش و دشواري در درس پيش نمي‌آمد؛

3ـ هنگام تدريس بيش از حد درس را توضيح نميداد؛

4ـ با جلسات مناظره و هفتگي طلاب هم اختلاف نظر داشت كه چنين برنامه در درس اثر مي‌گذارد؛

و هميشه مي‌فرمود: «اگر طلاب به سه چيز كاملا توجه كنند به آنها استعداد علمي حاصل مي‌گردد:

الف: مطالعه قبل از درس؛ ب: بدون فهم درس استاد جلو نرود؛ ج: درس گرفته از استاد حتما تكرار و مذاكره نمايد؛ د: كسي كه به علت عدم شوق و علاقه معقولات را نخواند از سند محروم نگردد.

حيات اجتماعي

زندگي اجتماعي شيخ اشرفعلي رحمه‎الله نمونۀ شگفتي از تواضع و بردباري سلف بود و هركس با ايشان معاشرت مي‌كرد و يا اينكه او را در سفري همراهي مي‌نمود اين همه ويژگي‏ها و خصايص نيك انساني را به خوبي در او مشاهده مي‌كرد. ايشان عادت داشتند هرگاه نياز پيدا مي‌شد تا با كسي صحبت كند و يا او را به چيزي فرمايش دهد، هرگز از او درخواست نمي‌كرد بلكه خودش نزد او مي‌رفت، فرقي نداشت كه آن شخص شاگرد او بود يا مريد و يا از كوچكان و خويشان وي.

در اوقات فردي اكثرا به مطالعه و تحقيق بسر مي‌برد بطوري كه اين امر در مواعظ، مناظرات و مؤلفات شيخ به وضاحت به نظر مي‌رسد. هميشه به فكر اصلاح امت بود و جلسات اصلاحي، زيادي در خانقاه امداديه براي تزكيه و اصلاح مردم برگزار مي‌نمود، و هزاران شخص از بركت صحبت ايشان به درجات عالي ولي‌الله رسيدند.

شيخ عزيزالحسن رحمه الله  كه معروفترين مريدان و مخلصان علامه تهانوي است مي‌گويد:

«هركس او را به ديدة عدل و انصاف مي‌ديد برايش چون آفتاب در نيمه روز واضح و روشن مي‌شد كه شيخ بهرة وافري از رقت، نرمي، گذشت و بردباري دارد كه كمتر در ديگران به چشم مي‌خورد.

باوجود اينكه دوبار ازدواج كردند ليكه حق هر دو خانواد را بطور مساوي رعايت مي‌كردند و هر دو اهلیه از شيخ راضي و خوشحال بودن.

شمايل جسمي و زيبایي‌هاي خلاقي

علامه اشرفعلي رحمه‎الله چهرة نوراني‏ای داشت، و آراسته به نور پيري بود، سفيدروي و مايل به سرخي و داراي قامتي ميانه، لباس زيبا بدون اسراف و خودآرايي مي‌پوشيد، شيرين سخن، و نرم‌خو بود، مزاح مي‌كردند اما با وقار و متانت و آرامش و هيبت، مسائل زيادي حفظ داشت، از ابيات جالب استشهاد مي‌كرد و در اكثر مواعظ و سخنراني‏هایش از اشعار مولانا جلال‌الدين محمد بلخي رحمه‎الله استفاده مي‌كرد. كم‌گوي، خموش بود و خلوت و تنهائي را دوست داشت. زندگي شيخ توأم با زهد، عفت، قناعت و استغنا از مال مردم بود، عادت داشت كه هدايا و طرايف واليان، و امراء را نمي‌پذيرفت و آنها را براي خود جایز نمي‌دانست و از اموال بيت‌المال و حق عموم مردم تلقي مي‌كرد. اما هديه‏هاي مردم عامه را با شرايط خاصي كه داشت قبول مي‌كرد.

حضرت شيخ انحصار فكري، تعصب مذهبي، نداشت بلكه بلکه سعۀ صدر داشت و شايد از همين سبب بود كهمه او را دوست داشتند و با او محبت مي‌ورزيدند. محبت وافري با سنت و نفرت زياد از بدعت داشت، لذا محبت سنت و اهل آن در قلبش منقوش بود و نفرت از مبتدعين در قلبش ريشه دوانده بود.

خصايص و ويژگي هاي بارزه‌اش:

1ـ حافظه قوي و نادر؛

2ـ ذكاوت و تيزهوشي عجيب؛

3ـ ادارة وقت و برنامه‏ريزي جالب؛

4ـ محبت سنت و نفرت از بدعت؛

5ـ مذهب فقهي و ميانه‌روي در مسائل؛

6ـ حلم و تواضع؛

7ـ اهتمام زياد به اصلاح امت؛

8ـ استغنای نفس و...

در اخير از بارگاه خداوند منان مي‌طلبيم تا روح اين رادمردان را شاد و ايشان را مشمول رحمت بي پايان خود بگرداند، و ما را نيز توفيق تأسي از اين بزرگان عنايت فرمايد.

نام کتاب:              حیات صحابه - جلد دوم

مولف:                  مولانا محمد یوسف کاندهلوی

مترجم:                مجیب الرحمان رحیمی

دانلودبا فرمت ورد                     

 

 

دانلود با فرمت pdf                    

بسم الله الرحمن الرحیم

نویسنده: ابن الخلیل مولوی عبدالصمد غیاثی

الحمد لله الذی هدانا لهذا و ما كنا لنهتدی لولا ان هدانا الله و الصلاة و السلام علی رسوله محمد و علی اله و اصحابه اجمعین. اما بعد : این زندگی نامه ی مختصری است از یكی از علمای ربانی و مخلص كه خداوند وی را تربیت نمود و رشد داد وبه سوی خود فرا خواند.


ادامه مطلب

18 ﺭﻣﻀﺎﻥ، ﻭﻓﺎﺕ ﺣﻀﺮﺕ ﺧﺎﻟﺪﺑﻦ ﻭﻟﻴﺪ ﺭﺿﻲ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻨﻪ
ﻫﻔﺪﻩ ﺳﺎﻝ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﻇﻬﻮﺭ ﺍﺳﻼﻡ ﺩﺭ ﻣﮑﻪ ﺍﺯ ﺩﺍﻣﺎﻥ ﻟﺒﺎﺑﻪ
ﺻﻔﺮﯼ ﺧﻮﺍﻫﺮ ﺍﻡ ﺍﻟﻤﺆﻣﻨﯿﻦ ﻣﯿﻤﻮﻧﻪ ﺍﺑﺮ ﻣﺮﺩﯼ ﭘﺎ ﺑﻪ ﻋﺮﺻﻪ
ﮔﯿﺘﯽ ﻧﻬﺎﺩ ﮐﻪ ﺑﻌﺪﻫﺎ ﺗﻠﺆﺗﻠﺆ ﺷﻤﺸﯿﺮ ﺑﺮﻧﺪﻩ ﺍﺵ ﺁﺗﺶ ﺑﺮ
ﻣﻠﺤﺪﯾﻦ ﻋﺎﻟﻢ ﺯﺩ . ﭘﺪﺭﺵ ﻭﻟﯿﺪ ﺑﻦ ﻣﻐﯿﺮﻩ ﺍﺯ ﺍﺷﺮﺍﻑ ﻗﺮﯾﺶ ﺑﻮﺩ
ﻭﺩﺭ ﻣﮑﻪ ﺟﺎﯾﮕﺎﻫﯽ ﺑﺲ ﺑﺰﺭﮒ ﺩﺍﺷﺖ . ﻃﺒﻖ ﺭﺳﻮﻡ ﻋﺮﺏ
ﭘﺮﻭﺭﺵ ﺧﺎﻟﺪ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﺍﯼ ﺷﺶ ﺑﺮﺍﺩﺭ ﻭﺩﻭ ﺧﻮﺍﻫﺮ ﺑﻮﺩ ﺩﺭ ﺧﺎﺭﺝ
ﺍﺯ ﻣﮑﻪ ﺩﺭ ﺭﻭﺳﺘﺎﻫﺎﯼ ﺍﻃﺮﺍﻑ ﺁﻥ ﺻﻮﺭﺕ ﮔﺮﻓﺖ .
ﺩﺭ ﻣﺤﯿﻄﯽ ﮐﻪ ﻭﯼ ﭘﺮﻭﺭﺵ ﻣﯽ ﯾﺎﻓﺖ ﺍﺳﺐ
ﺳﻮﺍﺭﯼ ،ﺷﻤﺸﯿﺮﺯﻧﯽ ﻭﻣﺒﺎﺭﺯﺍﺕ ﺟﻨﮕﺠﻮ ﯾﺎﻧﻪ ﺍﺯﺳﺮﮔﺮﻣﯽ ﻫﺎﯼ
ﺁﻥ ﺩﯾﺎﺭﺑﻪ ﺷﻤﺎﺭﻣﯿﺮﻓﺖ ﻭﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﺍﺯﻫﻤﺎﻥ ﺯﻣﺎﻥ ﺩﺭﺩﻟﯿﺮﯼ،
ﻫﻮﺵ ﻭﺫﮐﺎﻭﺕ ﺍﺯﺟﻮﺍﻧﺎﻥ ﻣﻨﺘﺨﺐ ﻗﺮﯾﺶ ﺑﻪ
ﺷﻤﺎﺭﻣﯿﺮﻓﺖ . ﺣﻀﺮﺕ ﺧﺎﻟﺪ ‏( ﺭﺿﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻨﻪ ‏) ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺍﯾﻤﺎﻥ
ﺁﻭﺭﺩﻥ ﻫﻤﺎﻧﻨﺪ ﭘﺪﺭﺵ ﺍﺯ ﻣﺨﺎﻟﻔﯿﻦ ﺳﺮﺳﺨﺖ ﺍﺳﻼﻡ ﻣﺤﺴﻮﺏ
ﻣﯽ ﺷﺪ . ﻭ ﺩﺭ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺑﺎ ﺍﻣﻮﺭﯼ ﮐﻪ ﺩﺭﻣﺨﺎﻟﻔﺖ ﺑﺎ ﺍﺳﻼﻡ
ﻭﻣﺴﻠﻤﯿﻦ ﺻﻮﺭﺕ ﻣﯽ ﮔﺮﻓﺖ، ﭘﯿﺸﻘﺪﻡ ﺑﻮﺩ .
ﭼﻨﺎﻧﮑﻪ ﺩﺭﻣﯿﺪﺍﻥ ﺍﺣﺪ ﺗﺪﺑﯿﺮ ﻭ ﺻﻼﺣﯿﺘﺶ، ﺩﺭﺗﻬﺎﺟﻢ ﻧﺎﮔﻬﺎﻧﯽ ﺑﺮ
ﻟﺸﮑﺮ ﻣﺴﻠﻤﯿﻦ ﺍﺯ ﺩﺭﻩّ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺍﻧﺘﻬﺎﯼ ﮐﻮﻩ ﺍﺣﺪ ﻗﺮﺍﺭ
ﺩﺍﺷﺖ، ﺩﻟﯿﻞ ﺍﺻﻠﯽ ﺷﮑﺴﺖ ﻣﺴﻠﻤﯿﻦ ﺩﺭ ﺁﻥ ﻏﺰﻭﻩ ﺑﻪ ﺷﻤﺎﺭ
ﻣﯽ ﺭﻓﺖ . ﺍﻣﺎ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺣﻘﺎﻧﯿﺖ ﻭ ﻣﺤﺒﺖ ﺍﺳﻼﻡ ﺩﺭ ﻗﻠﺐ ﺧﺎﻟﺪ
‏( ﺭﺿﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻨﻪ‏) ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﻧﺎﻣﺤﺴﻮﺳﯽ ﺭﺷﺪ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ ﻭ
ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﯽ ﻧﻤﻮﺩ ﮐﻪ ﺭﻭﺯﯼ ﺗﻤﺎﻡ ﻣﻠﺖ ﻋﺮﺏ ﺩﺭ ﺯﯾﺮ ﭘﺮﭼﻢ
ﺍﺳﻼﻡ ﺟﻤﻊ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﺷﺪ . ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﯾﻦ ﺍﻧﺪﯾﺸﻪ، ﮔﻔﺘﺎﺭ ﻭ ﺳﺨﻨﺎﻥ ﻭ
ﺍﻋﻤﺎﻝ ﺣﻀﺮﺕ ﺭﺳﻮﻝ‏( ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭ ﺳﻠﻢ ‏) ﺭﺍﻣﻮﺭﺩ ﺑﺮﺭﺳﯽ
ﻗﺮﺍﺭﻣﯽ ﺩﺍﺩ .
ﺍﺯﻃﺮﻑ ﺩﯾﮕﺮ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺍﮐﺮﻡ ‏( ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭ ﺳﻠﻢ‏) ﻧﯿﺰ ﺍﺯ
ﺻﻼﺣﯿﺖ ﺧﺎﻟﺪ ‏( ﺭﺿﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻨﻪ‏) ﺑﺎ ﺧﺒﺮ ﻧﺒﻮﺩ ﺑﻠﮑﻪ ﺍﺯ ﻃﺮﯾﻖ
ﻭﺣﯽ ﺑﻪ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﺧﺒﺮ ﺭﺳﯿﺪ ﮐﻪ ﺩﻝ ﺧﺎﻟﺪ ﻫﺮ ﺩﻡ ﺑﺎ ﻧﻮﺭ ﺍﺳﻼﻡ
ﺁﺭﺍﺳﺘﻪ ﺗﺮ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ . ﺳﺮﺍﻧﺠﺎﻡ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺁﻧﮑﻪ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺍﮐﺮﻡ ‏( ﺻﻠﯽ
ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭ ﺳﻠﻢ ‏) ﻓﺮﻣﻮﺩ : ﺑﺎ ﻭﺟﻮﺩ ﺁﺷﮑﺎﺭ ﺷﺪﻥ ﺣﻘﺎﻧﯿﺖ ﻭ
ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺍﺳﻼﻡ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﺎﻟﺪ ﭼﺮﺍ ﺍﻭ ﺑﻪ ﺍﺳﻼﻡ ﻣﺸﺮﻑ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﺩ .
ﺣﻀﺮﺕ ﻭﻟﯿﺪ ‏( ﺭﺿﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻨﻪ‏) ﺑﺮﺍﺩﺭ ﺣﻀﺮﺕ ﺧﺎﻟﺪ‏( ﺭﺿﯽ ﺍﻟﻠﻪ
ﻋﻨﻪ‏) ﮐﻪ ﭼﻨﺪﯼ ﻗﺒﻞ ﻣﺸﺮﻑ ﺑﻪ ﺍﺳﻼﻡ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﺍﺯ ﻃﺮﯾﻖ ﻧﺎﻣﻪ
ﺍﯼ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﺳﻼﻡ ﺩﻋﻮﺕ ﮐﺮﺩ .
ﺣﻀﺮﺕ ﺧﺎﻟﺪ ﻣﯽ ﻓﺮﻣﺎﯾﺪ : “ ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﻧﺎﻣﻪ ﻭﻟﯿﺪ ﺭﺍ ﻣﺸﺎﻫﺪﻩ
ﮐﺮﺩﻡ ﺑﯽ ﺍﺧﺘﯿﺎﺭ ﺑﺮ ﺯﺑﺎﻧﻢ ﮐﻠﻤﻪ ﺗﻮﺣﯿﺪ ﺟﺎﺭﯼ ﮔﺸﺖ ﻭ ﻣﯽ
ﺧﻮﺍﺳﺘﻢ ﻫﺮ ﭼﻪ ﺳﺮﯾﻌﺘﺮ ﺧﺪﻣﺖ ﺣﻀﺮﺕ ﺭﺳﻮﻝ‏( ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ
ﻭ ﺳﻠﻢ ‏) ﺣﺎﺿﺮﺷﺪﻩ، ﺟﺎﻧﻢ ﺭﺍ ﻓﺪﺍﯾﺶ ﮐﻨﻢ ﻭ ﻫﻤﯿﻦ ﮐﻪ ﺧﺪﻣﺖ
ﺣﻀﺮﺕ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ‏( ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭ ﺳﻠﻢ ‏) ﺣﺎﺿﺮ ﺷﺪﻡ ﭼﻮﻧﮑﻪ
ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﺩﯾﺪﺍﺭ ﺣﻀﺮﺗﺶ ﺑﻮﺩﻡ ﺍﺯ ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﯽ ﻫﻤﭽﻮ ﭘﺮﻭﺍﻧﻪ ﺍﯼ
ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﭘﺎﯼ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻪ ﻭ ﺍﯾﻤﺎﻥ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺍﺑﺮﺍﺯ ﮐﺮﺩﻡ ” .
ﺣﻀﺮﺕ ﺧﺎﻟﺪ ‏( ﺭﺿﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻨﻪ ‏) ﭘﺲ ﺍﺯ ﺍﯾﻤﺎﻥ ﺁﻭﺭﺩﻥ ﺩﺭ ﺳﺮﯾﻪ
ﻣﻮﺗﻪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺟﻤﺎﺩﯼ ﺍﻻﻭﻝ ﺳ


ادامه مطلب

در اين قسمت چند فضيلت از قرآن و حديث كه در مورد

 شيخين، حضرت ابوبكر صديق«رض» و حضرت عمر

 فاروق «رض» آمده را بيان مي كنيم كه به دليل اختصار

 در نوشتن فقط به تعداد كمي از اين آيات و احاديث مي پردازيم .

 

1ـ از قرآن‌:

«الاّ تَنصُروُهُ‌ فَقَد نَصَرَهُ‌ الله اِذ أخرَجَهُ‌ الَّذينَ‌ كَفَرُوا ثَانِي‌ اثنَين‌ِ اِذهُمَا فِي‌ الغَارِ،

إِذ يِقولُ‌ لِصَاحِبِه‌ لاَتَحزَن‌ إِنَّ‌ الله مَعَنَا فَأَنزَلَ ‌اللهُ سَكِينَة‌ عَلَيهِ‌».

اگر شما پيغمبر را ياري‌ ندهيد، اين‌ حقيقت‌ را بدانيد كه‌ خدا او را ياري‌ داد،

 هنگاميكه‌ كافران‌ او را از مكه‌ بيرون‌ كردنددر حاليكه‌ ايشان‌ دو نفر(رسول‌ الله

 (ص‌) و يار غار ابوبكر الصديق‌ (رض‌) در غار حراء بودند). موقعيكه‌ ابوبكر

عرض‌كرد يا رسول‌ الله، اگر بزير پاي‌ خود بنگرند ما را خواهند ديد

رسول‌ الله (ص‌)فرمود: اندوهگين مباش‌، براي اينكه خدا با ماست‌،

 وخدا آرامش‌ را بر ابوبكر نازل‌ فرمود. يعني‌ خداي‌ متعال‌ به‌

حفظ‌ و نگهداريش‌ هم‌ پيغمبرش‌ را اطمينان‌ افزود، و هم‌ابوبكر را

 آرامش‌ دل‌ بخشود.

مفسرين‌ گفته‌اند كسيكه‌ خدا آرامش‌ بر دل‌ او نازل‌ فرمود ابوبكر

 (رض‌) بود وگرنه‌ حضرت‌ رسول‌ (ص‌) هميشه‌ بر‌ فرمان‌خدا آرامش‌

داشت‌ و به‌ يقين‌ ياري‌ خداي‌ اطمينان‌ داشت‌.

 امام‌ رازي‌ در تفسير كبير خود چند وجه‌ دليل‌ آورده‌ مبني‌ براينكه‌ نزول‌

 سكينه‌ و آرامش‌ بر ابوبكر (رض‌) بود.

در اين‌ آيه‌ چند امتياز براي‌ ابوبكر صديق‌ (رض‌) ميباشد:

1ـ اينكه‌ براي‌ ياري‌ پيغمبر (ص‌) دست‌ از جان‌ خود شست‌، و به‌

 همراهي‌ پيغمبر خانه‌ وزن‌ و فرزند را وداع‌ گفت‌ وميدانست‌ كه‌ كفار

 قريش‌ براي‌ سر رسول‌ الله (ص‌) و سر او جائزه‌ معين‌ كرده‌ بودند كه

‌ هر كس‌ هر يك‌ از آن‌ دو را بياورد،و يا از محلشان‌ خبر دهد، به

‌ او صد شتر جائزه‌ بدهند. در حاليكه‌ علي‌ ابن‌ ابيطالب‌ (رض‌) كه‌ در

 جاي‌ حضرت‌ رسول‌(ص‌) خوابيده‌ بود وقتيكه‌ صبح‌ شد، همه‌ كفاريكه‌

 دور خانه‌ رسول‌ (ص‌) را احاطه‌ كرده‌ بودند، او را ديدند و كاري‌ به‌

 اونداشتند.

2ـ اينكه‌ خداي‌ متعال‌ او را دومين‌ فرد امت‌ معرفي‌ فرمود، براي‌

اينكه‌ اولين‌ فرد رسول‌ الله (ص‌) بود، و دومي‌ ابوبكرالصديق‌ (رض‌)

 بود. و امت‌ اسلام‌ بعد از حضرت‌ رسول‌ (ص‌) ابوبكر را اولين‌ و

 بهترين‌ افراد امت‌ دانسته‌اند.

3ـ اينكه‌ لقب‌ يار غار براي‌ صديق‌ است‌.

4ـ اينكه‌ خدا او را صاحب‌ و يار پيغمبر دانست‌.

5ـ اينكه‌ خداي‌ متعال‌ او را به‌ شرف‌ صحبت‌ در اين‌ سفر پر خطر رسانيد.

6ـ و خدا آرامش‌ را بر ابوبكر نازل‌ فرمود.

و در آيه‌ 17 تا آيه 21 سوره‌ الليل‌ در قرآن‌ مجيد خداي‌ متعال‌ فرمود:

«وَ سَيُجَنَّبُهَا الْاَتْقَي‌ الَّذِي‌ يُؤْتِي‌ مَالَه‌ُ يَتَزَكَّي‌.  وَ مَا لأحَدٍ عِنْدَه‌ُ مَن‌ْ نِعْمَة‌ٍ

 تُجْزي‌. اِلَّا اِبْتِغَاءَ وَجْه‌ِ رَبِّه‌ِ الْاَعْلَي‌. وَلَسَوْف‌َ يَرْضَي‌».

التفسير: مفسرين‌ گفته‌اند اين‌ آيه‌ درباره‌ ابوبكر صديق‌ (رض‌)

 نازل‌ شده‌ است‌. و دور گرفته‌ ميشود از آتش‌ دوزخ‌ وپرهيزكارترين

‌ فرد امت‌ اسلام‌. ابوبكر صديق‌ (رض‌) كه‌ هميشه‌ مال‌ خود را

 به‌ پيغمبر خدا ميدهد، و اموال‌ خود را نثار رسول‌ الله (ص‌)

و در راه‌ او به‌ مصرف‌ ميرساند، تا خود را پاكيزه‌ سازد، و در

 خيرات‌ و بركاتي‌ كه‌ خدا به‌ پاكان‌ ميرساند داخل‌ شود. و كسي‌

 را نزد ابي‌ بكر دست‌ نعمتي‌ نيست‌ كه‌ ابوبكر آن‌ را جزاء دهد.

 يعني‌ انفاق او بخاطر بدست‌ آوردن‌رضاي‌ پروردگارش‌ ميباشد،

 كه‌ برتر از آن‌ است‌ كه‌ آنچه‌ براي‌ رضاي‌ او نباشد بپذيرد. و خواهد

 رسيد ابوبكر (رض‌) به‌رضا و خشنودي‌ از دهشهاي‌ پروردگارش‌.

در اين‌ آيات‌ چندين‌ امتياز براي‌ سيدنا ابوبكر (رض‌) است‌:

7ـ اينكه‌ خداوند او را از آتش‌ دوزخ‌ دور ميدارد تا هيچگاه‌ آتش‌ به‌ او نرسد.

8ـ اينكه‌ او پرهيزگارترين‌ افراد امت‌ است‌.

9ـ اينكه‌ او هميشه‌ مال‌ خود را در راه‌ خدا و پيغمبر خدا انفاق مي‌كند.

10ـ اينكه‌ قصد او هميشه‌ پاك‌ شدن‌ و به‌ پاكان‌ رسيدن‌ است‌، تا خيرات‌ و

 بركات‌ خداوندي‌ به‌ او برسد.

11ـ اينكه‌ كسي‌ را نزد او نعمت‌ و منتي‌ نيست‌ كه‌ او به‌ انفاق اموال‌ خود آن‌

 منت‌ را جبران‌ كند.

12ـ اينكه‌ انفاق او فقط‌ براي‌ بدست‌ آوردن‌ رضاي‌ خداست‌ و خالص

‌ براي‌ رضاي‌ پروردگار او است‌، كه‌ برتر از آنست‌كه‌ غير خالص‌

 براي‌ خدا را بپذيرد.

13ـ اينكه‌ خدا او را به‌ خشنودي‌ خواهد رسانيد، تا هم‌ خدا از او خشنود

 و هم‌ او از خدا راضي‌ باشد.

اين‌ امتيازات‌ براي‌ هيچ‌ فرد ديگري‌ نيست‌. اگر بگوئيم‌ نعمت‌ اسلام‌

 بر ابوبكر صديق‌ بوده‌ نعمت‌ اسلام‌ بر ابوبكر و علي‌ و همه‌ امت‌

 اسلام‌ است‌، و در اينجا مقصود مقابله‌ با آن‌ نيست‌. ابوبكر صديق‌ (رض‌)

 صاحب‌ مال‌ بود، و هميشه‌ اموال‌ خود را در راه‌ پيغمبر خدا بقصد

 بدست‌ آوردن‌ رضاي‌ خدا انفاق مي‌كرد. در حاليكه‌ علي‌ مرتضي‌ (رض‌)

 در عهد پيامبرمالي‌ نداشت‌ كه‌ در راه‌ پيغمبر انفاق كند. و اين‌ ابوبكر بود

 كه‌ هميشه‌ در راه‌ خدا انفاق مي‌كرد و بردگاني‌ كه‌ بر اثرمسلمان‌ شدن‌

 مورد شكنجه‌ آقايان‌ خود قرار مي‌گرفتند مي‌خريد و آزاد مي‌كرد. در

 هر مناسبتي‌ كه‌ پيغمبر (ص‌) دستورانفاق مي‌فرمود ابوبكر بيش‌ از

همه‌ انفاق مي‌نمود و به‌ نص‌ قرآن‌ مجيد كه‌ كسي‌ دست‌ احسان‌ بر

 ابوبكر نداشت‌ كه‌ابوبكر در برابر آن‌ انفاق نمايد. بلكه‌ انفاق خالص‌

براي‌ رضاي‌ خدا بود. پيش‌ از همه‌ اسلام‌ آورد و از روز اول‌ مسلمان

 شدن‌ تا روز رحلت‌ رسول‌ الله روحي‌ و ارواح‌ ابي‌ و امي‌ له‌ الفداء

 در سفر و حضر در شب‌ و روز و در همه‌ جا همراه‌رسول‌ الله

 بود. كه‌ تاريخ‌ عظيم‌ اسلام‌ بر همه‌ اينها گواه‌ صدق است‌. هم‌ در

 دنيا همه‌ جا و همه‌ وقت‌ با رسول‌ الله (ص‌)بود و هم‌ در قبر و محل‌

 آسودن‌ رسول‌ الله (ص‌) يار همراه‌ و نزديك‌ او است‌.

2ـ از فرمايشات‌ حضرت‌ رسول‌ اكرم‌ (صلي الله عليه وسلم):

1-)در روايت‌ صحيحين‌ (بخاري‌ و مسلم)‌ از انس‌ بن‌ مالك‌ (رض‌) آمده

 كه‌ ابوبكر صديق‌ (رض‌) فرمود: موقعيكه‌ من‌ وپيغمبر (ص‌) در غار

 بوديم‌، به‌ پيغمبر (ص‌) گفتم‌: اگر يكي‌ از اين‌ كافران‌ كه‌ بيرون‌ غار

 ايستاده‌اند نظري‌ بزير پاي‌ خودنمايد ما را خواهد ديد. رسول‌ الله (ص‌)

 فرمود: «ما ظَنُّك‌َ يَا اَبابَكْر بِاِثْنَين‌ اللهِ ثَالثِهُمُا» اي‌ ابوبكر چه

‌ گمان‌ داري‌ درخصوص‌ دو كسيكه‌ خداي‌ متعال‌ سومين‌ آنهاست‌. يعني‌

من‌ و تو در راه‌ خدا هجرت‌ مينمائيم،‌ و خداي‌ متعال‌ با ماست‌به

‌ ياري‌ دادن‌ و نگهداري‌ نمودن‌ و مددكاري‌ و ثابت‌ قدم‌ داشتن‌ ما را،

وقتي‌ كه‌ خدا با ماست‌، كاري‌ به‌ زيان‌ ما ساخته‌نيست‌.

2-)در صحيحين‌ بخاري‌ و مسلم‌ آمده‌ به‌ روايت‌ از عمرو بن‌ العاص

‌ (رض‌) كه‌ او گفت‌: گفتم‌ يا رسول‌ الله (ص‌) از ميان‌مردم‌ چه‌ كسي‌

 نزد تو محبوبتر است‌؟ محبوبترين‌ شخص از ميان‌ مردم‌ نزد تو

كيست‌؟ فرمود: عائشه‌، گفتم‌: از مردان‌ چه‌كسي‌ نزد تو محبوبتر است‌؟

فرمود: پدر عائشه‌، گفتم‌ دگر چه‌ كسي‌ محبوبتر است‌؟ فرمود:

عمر بن‌ الخطاب‌. وقتي‌ كه‌ رسول‌ الله (ص‌) از مردان‌ امت‌ اول

‌ ابوبكر صديق‌ را نزد خود محبوبترين‌ افراد امت‌ مي‌داند و بعد از

 او عمرالفاروق. رافضه‌ در پوچ‌ و بيهوده‌ گوئي‌ هر چه‌ بگويند

بي‌ ارزش‌ است‌ و دشمني‌آنان‌ را با محبوبترين‌ افراد امت‌ميرساند.

3-)امام‌ بخاري‌ در كتاب‌ «فضائل‌ اصحاب‌ النبي‌» باب‌ مناقب‌

 عمر بن‌ الخطاب‌ (رض‌) از انس‌ (رض‌) روايت‌ نمود كه‌:

رسول‌ الله (ص‌) همراه‌ ابوبكر و عمر و عثمان‌ رضي‌ الله تعالي‌

 عنهم‌ بر كوه‌ احد بالا رفتند، كوه‌ احد را زمين‌ لرزه‌اي‌دست‌ داد،

 رسول‌ الله (ص‌) فرمود: آرام‌ شو اي‌ كوه‌ كه‌ پيغمبر خدا و صديق‌

و دو شهيد بالاي‌ تو هستند، احد آرام‌ شد.در اين‌ حديث‌ گواهي‌ خاتم‌

الانبياء است‌ كه‌ ابوبكر صديق‌ است‌ و عمر و عثمان‌ هر دو شهي

د هستند، و از معجزات‌حضرت‌ رسول‌ (ص‌) است‌ كه‌ از شهادت‌

 عمر و عثمان‌ رضي‌ الله تعالي‌ عنهما خبر داده‌ سالها قبل‌

از شهادتشان‌، و اين‌حديث‌ غير از بخاري‌ امام احمد در مسند و

 ترمذي‌ در سنن‌ و ابن‌ حبان‌ در صحيح‌ خود روايت‌ كرده‌اند.

4-)امام‌ بخاري‌ از عبدالله بن‌ عمر رضي‌ الله تعالي‌ عنهما روايت‌

 نمود كه‌ عبدالله بن‌ عمر رضي‌ الله تعالي‌ عنهما گفت‌: ماياران

‌ پيغمبر (ص‌) برتري‌ قرار مي‌داديم‌ ميان‌ مردم‌، و بعضي‌ از

 صحابه‌ را بر بعضي‌ ديگر ترجيح‌ مي‌داديم‌ در زمانيكه‌خود رسول

‌ در ميان‌ ما بود، مي‌گفتيم‌ ابوبكر بهترين‌ افراد امت‌ است‌ دگر عمر

 دگر عثمان‌، و در روايت‌ طبراني‌ آمده‌ كه‌رسول‌ الله (ص‌) باخبر

 ميشد از گفته‌ ما و آنرا انكار نمي‌نمود: يعني‌ خود حضرت‌ هم‌

برتري‌ صديق‌ دگر عمر فاروق ذكرعثمان‌ ذي‌ النورين‌ قائل‌ بود.

5-)ترمذي‌ در كتاب‌ مناقب‌: باب‌ مناقب‌ ابي‌ بكر و عمر رضي‌ الله

 تعالي‌ عنهما و ابن‌ ماجه‌ در باب‌ فضائل‌ اصحاب‌رسول‌ الله (ص‌)

 و امام‌ احمد در مسند و طبراني‌ در معجم‌ اوسط‌ و هيثمي‌ در مجمع‌

 و سيوطي‌ در جامع‌ الصغير و ديلمي‌در الفردوس‌ و عجلوني‌ در

 كشف‌ الخفاء روايت‌ نموده‌اند كه‌ انس‌ (رض‌) گفت‌: كه‌ رسول‌ الله (ص‌)

 فرمود: در ستايش‌ابوبكر و عمر كه‌ اين‌ دو آقا و سرورند براي‌ مردان

‌ ميانه‌ سال‌ بهشتي‌ از اولين‌ و آخرين‌ در بين‌ بشر كسي‌ نيست‌ كه‌ برتر

 ازاين‌ دو باشد غير از انبياء و مرسلين‌ كه‌ پيغمبران‌ از اين‌ دو برتر

هستند. چه‌ خوش‌ گفته‌ فردوسي‌ در شاهنامه‌اش‌:

كه‌ خورشيد بعد از رسولان‌ مه‌ نتابد بر كس‌ ز بوبكر به‌

6-)ترمذي‌ در كتاب‌ مناقب‌ عمر بن‌ الخطاب‌ (رض‌) از عبدالله بن‌ عمر

 رضي‌ الله تعالي‌ عنهما روايت‌ نمود كه‌: رسول‌الله (ص‌) فرمود: اولين‌

 كسي‌ كه‌ در روز قيامت‌ زمين‌ براي‌ او شكافته‌ مي‌شود تا از قبر

 بيرون‌ آيد من‌ هستم‌، و بعد از من‌ابوبكر و بعد از ابوبكر، عمر مي‌باشد.

در اين‌ حديث‌ نيز بيان‌ مي‌كند كه‌ پيغمبر نسبت‌ به‌ ابوبكر و عمر علاقه‌

 خاص‌ داشته‌ است‌.

7-)دو امام‌ بخاري‌ و مسلم‌ در صحيحين‌ خود روايت‌ نموده‌اند از

ابوهريره‌ (رض‌) كه‌ گفت‌: شنيدم‌ از پيغمبر خدا(ص‌) كه‌ ميفرمود:

كسيكه‌ جفت‌ از چيزي‌ از چيزها اتفاق نمايد در راه‌ خداي‌ تعالي‌

(در تفسير زوجين‌ در لفظ‌ حديث‌:من‌ انفق‌ زوجين‌ من‌ شي‌ء من‌ اشياء

 في‌ سبيل‌ الله علماء گفته‌اند مثل‌ دو اسب‌ يا دو شتر يا دو برده‌ از

هر چيزي‌ در جهادفي‌ سبيل‌ الله به‌ كار مي‌رود) از بهشت‌ او را

 دعوت‌ مي‌كنند كه‌اي‌ بنده‌ خدا، اين‌ كاري‌ كه‌ تو كردي‌ كار خير

است‌ و باعث‌بر اينست‌ كه‌ هر عبادتي‌ را كه‌ براي‌ خدا انجام‌ دادي‌، از

 دروازه‌ همان‌ عبادت‌ تو را دعوت‌ مي‌كنند، كسيكه‌ اهل‌ نمازاست‌ از

باب‌ الصلاة‌ و كسيكه‌ اهل‌ جهاد است‌ از باب‌ الجهاد تا آخر.... ابوبكر

گفت‌: كسيكه‌ از همه‌ آن‌ درها دعوت‌ شودناچار كي‌ را نبيند گفت‌: يا

 رسول‌ الله آيا كسي‌ است‌ كه‌ از همه‌ آن‌ درها دعوت‌ شود؟ رسول‌ الله (ص‌)

 فرمود: هستندكساني‌ كه‌ از همه‌ آن‌ درها دعوت‌ مي‌شوند و اميدوارم‌ اي

‌ ابابكر تو از ايشان‌ باشي‌ كه‌ از همه‌ درهاي‌ بهشت‌ دعوت‌ شوي‌.

8-)ترمذي‌ و حاكم‌ و ابن‌ حيان‌ رحمهم‌ الله تعالي‌ از عمر بن‌ الخطاب‌ (رض‌)

روايت‌ كرده‌اند كه‌ او گفت‌: ابوبكر آقاي‌ ماو بهترين‌ و محبوبترين‌ ما

نزد رسول‌ الله (ص‌) مي‌باشد.

بدگويي به صحابه«رض» از گناهان كبيره است

1) امام‌ بخاري‌ در باب‌ فضائل‌ اصحاب‌ النبي‌ (ص‌) و امام‌ ابوداود

 و امام‌ احمد و متقي‌ هندي‌ همه‌ اينها از ابوسعيدخدري‌ روايت‌ نموده‌اند

 كه‌ رسول‌ الله (ص‌) فرمود: بد و ناسزا به‌ هيچ‌ يك‌ از ياران‌ من

‌ مگوئيد. قسم‌ بخدائي‌ كه‌ جان‌ من‌در دست‌ اوست‌. اگر يكي‌ از

 شما (غير از صحابه‌) هموزن‌ كوه‌ احد در راه‌ خير مصرف‌ نمايد

 به‌ قدر يك‌ مُد مصرف‌كردن‌ ياران‌ من‌ ثواب‌ نخواهد يافت‌ و نه‌ هم‌ به

‌ قد نيم‌ مد از مصرف‌ ياران‌ من‌ (مد يك‌ كيلو كم‌ ربع‌ است‌)

2) امام‌ نسائي‌ در سنن‌ خود از عمر بن‌ الخطاب‌ (رض‌) روايت‌

 نموده‌ كه‌ رسول‌ الله (ص‌) فرمود: گرامي‌ بداريد ياران‌ مراكه‌

ايشان‌ بهترين‌ شما هستند، و شما هر قدر بكوشيد به پايه‌ ايشان‌

 نمي‌رسيد كه‌ همين‌ شرف‌ صحبت‌ پيغمبر (ص‌) براي‌ايشان‌ امتيازي

‌ عظيم‌ مي‌باشد.

3) ابن‌ ماجه‌ (رح‌) روايت‌ مي‌كند كه‌ عبدالله بن‌ عمر رضي‌ الله

تعالي‌ عنهما گفت‌ رسول‌ الله (ص‌) فرمود: بد به اصحاب محمد

 مگوئيد، كه يك ساعت ايستادن هر يك از اصحاب محمد در طاعت

 خدا، بهتر است از طاعت هر يك از شما در همة عمرش.

4) ترمذي (رح) روايت نموده كه عبدالله بن مغفل (رض)

 گفت: از خدا بترسيددرباره‌ ياران‌ من‌، مبادا ايشان‌ را بعد از

 من‌ نشانه‌ قرار دهيد كه‌ مانند هرتيري‌ كه‌ بسوي‌ آن‌

 اندازند ياران‌ مرا نشانه‌عيبجوئي‌ و ناسزاگوئي‌ قرار مدهيد،

 براي‌ اينكه‌ هر كس‌ ياران‌ مرا دوست‌ بدارد، بسبب‌ دوستيش‌

 با من‌ ايشان‌ را دوست‌داشته‌ و هر كسيكه‌ با ياران‌ من‌ بغض‌

 بورزد بسبب‌ بغض‌ با من‌ ياران‌ مرا بغض‌ نموده‌ و دوست‌

نداشته‌ است‌، هر كسيكه‌ياران‌ مرا بيازارد خدا را آزارده‌ است‌،

 و هر كسيكه‌ خدا را بيازارد بزودي‌ خدا او را گرفتار عقوبتش‌ گرداند.

كسانيكه‌ ياران‌ پيغمبر را دوست‌ نمي‌دارند در حقيقت‌ واقع‌

 پيغمبر را دوست‌ نمي‌دارند و بغض‌ و آزردن‌ اصحاب‌

رسول‌ الله (ص‌) مايه‌ گرفتاري‌ به‌ عقوبت‌ خدا است‌ و

كسيكه‌ خود را گرفتار عقوبت‌ خدا گردانيد دنيا و آخرت‌ خود

 هردو را بباد داده‌ است‌.

 

آنان با تصانیف و تالیفات کتب حدیث، جستجوی اسانید، تحقیق روایات و شرح متون و نشر و تبلیغ آن، خدمات بسیار بزرگی در حق اسلام و مسلمین انجام دادند.این گروه از محدثین فقط در یک مکان و بلاد مخصوص نبودند، بلکه الله عزوجل برای این مهم، رجال بزرگ و محدثین عظامی درمشرق و مغرب و درعرب و عجم انتخاب نمود. از آن جمله، علمای شبه قاره هند می باشند که شامل کشورهای هندوستان، پاکستان و بنگلادش می شود. گویی در این میدان از دیگران سبقت برده و نقش بسیار بزرگی در این وادی ایفاء نمودند. تاریخ علم حدیث و خدمات آن در این دیار و شبه قاره به زمانی بسیار دور برمی گردد که این مختصر از تحمل آن عاجز است، اما بیشترین شکوفایی و درخشندگی حدیث و علوم متعلقه آن بعد از دور و عصر امام ولی الله دهلوی- رحمه الله- (متوفی 1176هـ) بود. ایشان به حجاز مقدس سفر کردند وعلم حدیث را از شیخ ابو طاهر محمد بن ابراهیم کردی مدنی- رحمه الله- فراگرفته به هند بازگشتند و به تدریس و نشر آن پرداختند، سپس با انتشار تلامیذ و شاگردان ایشان از مشرق تا مغرب و از شمال تا جنوب، نسیم حدیث، آغاز به وزیدن نمود و تشنگان این علوم نبوی از اطراف و اکناف به مدارس و مراکز علم حدیث مراجعه و به تحصیل و فراگیری این علم مبارک پرداختند. 
بعد از رحلت شاه ولی الله دهلوی- رحمه الله- شاگرد نجیب و فرزند رشیدشان شاه عبدالعزیزدهلوی- رحمه الله- (متوفی سال 1239هـ) بر مسند درس و خلافت ایشان مستقر شد. خداوند متعال تأثیرات و برکات عظیمی به این خاندان علم و دانش و درس و تدریس عنایت فرمود. شاه عبدالعزیز با ادامه تعلیم و تعلم و درس و تدریس، شاگران و محدثین زیادی تربیت کردند، که شاه محمد اسحاق بن محمد افضل عمری(متوفی 1262هـ ) بود ایشان نیز، با ادامه نهضت استاد و شیخ خویش علماء و تلامیذ کثیری تربیت نمودند که شاه عبدالغنی مجددی دهلوی- رحمه الله- (متوفی 1296هـ)از آن جمله می باشد.
شاه عبدالغنی- رحمه الله- با نشر و تدرس حدیث که درهند و نیز در حرمین شریفن داشت سبب استفاده و بهره گیری خلق عظیمی شد، ایشان با اخلاص و للهیتی که داشتند شاگردان مخلص وعلمای ربانی را تربیت و به جامعه اسلامی سپردند و به فضل و برکت این جماعت مخلصین نشر حدیث و تدریس آن و تالیف فنون و فروع حدیث درعصر و فضای ویژه ای درهند ایجاد شد بطوری که هند در این دور، مرکز علم حدیث و مرحع تشنگان و رواد این فن قرار گرفت، در این دور، مراکز علمی و حدیثی زیادی در شبه قاره هند ایجاد شد که مرکز دهلی، لکهنو، سهارنپور، پانی پت و مرادآباد از آنجمله اند. یکی از این مراکز و چشمه های علم حدیث که بعدها شاخ و برگ آن نه تنها هند را در برگرفت بلکه تمام قاره آسیا و جهان اسلام از فیوضات آن بهره گرفت مرکز عظیم علمی و دانشگاه بزرگ اسلامی یعنی دارالعلوم دیوبند بود. دارالعلومی که بانی آن قاسم الخیرات مولانا محمدقاسم نانوتوی- رحمه الله- و شیخ الحدیث آن مولانا رشیداحمد گنگوهی- رحمه الله- شاگرد ارشد شاه عبدالغنی- رحمه الله- و اولین شاگرد طلبه دارالعلوم محمود الحسن دیوبندی- رحمه الله- که بعدها لقب شیخ الهند را به خود اختصاص داده بود. اگر کارنامه خدماتی دارالعلوم دیوبند را که در زمینه های مختلف علمی، عملی، جهاد، تزکیه نفس، تعلیم و تربیت، سیاست و مبارزه، دعوت و ارشاد، درس و تدریس، تصنیف و تالیف و ... را مورد بررسی قراردهیم احاطه آنها نیازمند سنوات زیاد و تالیفات و مجموعه های عظیمی است که این مقاله مختصر توان آنرا دارد.
متخرجین و فارغ التحصیلان دارالعلوم دیوبند تاثیر بسزائی در حیات دینی مسلمانان داشته و نقش اساسی در ازاله و مبارزه بدعات ومباحثه و مناظره با اهل بدعت و ضلال و فضل بزرگی در اصلاح عقیده و دعوت الی الله و الی الدین و نیز درمیدان سیاست و مبارزه و دفاع از وطن و کلمه حق درقبال سلاطین جائر ایفا نمودند. در واقع شعار دارالعلوم دیوبند تمسک به دین و تصلب در مذهب حنفی و محافظت آثار و دفاع از سنت نبوی -علی صاحبها الف تحیة وسلام- هست (1) بنابراین نقش اساسی دارالعلوم در نشر سنت و دفاع از آن بر همگان آشکار و نمایان است. ممکن است با این سطور مختصر نتوانیم حتی بخش کوچکی ازخدمات محدثین دیوبند را قلمبند نماییم. بقول علامه یوسف قرضاوی: «وکان لهولاء العلماء الأجلاء فی مجال الشرح و التعلیق للکتب السنة المعروفة و المتداولة سهم وافر و نصیب مرموق و خصوصاً الکتب الستة و المؤطا و مشکوة المصابیح و غیرها» (2)
لذا با توجه به وسعت موضوع و ضیق مقام به معرفی بعضی شخصیت ها و محدثین دارالعلوم و نیزآثاری که در تشریح و تبیین احادیث نبوی بویژه بر صحاح سته و مؤطائین- مؤطا امام محمد و مؤطا امام مالک- از ایشان به جای مانده است اکتفاء می شود.
در سطور گذشته ذکر گردید که درعصر و دور اخیر سلسله نشر و درس احادیث گهربار نبوی از طریق امام شاه ولی الله و خاندان بزرگ علمی ایشان در دیار هند اجرا شد و اولین استاد حدیث دارالعلوم یعنی مولانا رشیداحمد گنگوهی نیز تعلیم یافته و فیض یافته همان سلسله اند.
ایشان سی سال کامل احادیث نبوی بویژه صحاح سته را تدریس کردند، روش تدریس ایشان بصورتی بود که در یک سال صحاح سته را با تدبر، اتقان وتحقیق بگونه ای درس می داد که روش هیچ یک از معاصرین شان به ایشان نمی رسید، علامه گنگوهی تعلیقات و تقریرات بیشماری که توسط شاگردان ایشان جمع آوری شده بر صحاح سته بالخصوص برصحیح بخاری و صحیح مسلم دارند. «لامع الدراری علی صحیح البخاری» از افادات ایشان است که توسط تلامذه مختلف ایشان جمع آوری و شیخ الحدیث مولانا زکریا مقدمه مفصل و مبسوط و نیز تعلیقی بر آن دارند که مطالعه آن برای مشتاقان و طالبان فهم احادیث نبوی بسیار مفید است. همچنین دو تعلیق مختصر که توسط شاگرد رشید شان شیخ التفسیر و القرآن مولانا حسینعلی- رحمه الله- بر بخاری و مسلم بنامهای «تقریر الجنجوهی علی البخاری» و «تقریر الجنجوهی علی المسلم» دارند قابل ذکراند.
یکی از نجیب ترین و رشیدترین شاگردان و وارثان علمی ایشان مولانا محمد یحیی بن محمد اسماعیل کاندهلوی (متوفی 1334هـ) می باشد. مولانا محمد یحیی با ملکه علمی راسخی که داشت افادات و تقریرات علامه گنگوهی را به نحو احسن جمع آوری و افادات ایشان را که بر سنن ترمذی داشت در چهارجلد بنام«الکوکب الدری» و بر صحیح بخاری در ده جزء بنام«لامع الدراری» جمع و نشر فرمود. از جمله افادات و انفاس این خاندان «أوجزالمسالک إلی شرح موطا الامام مالک» می باشد که توسط فرزند جلیل و رشید مولانا محمد یحیی یعنی شیخ الحدیث مولانامحمد زکریا مهاجر مدنی نوشته شد.
یکی از تلامیذ و شاگردان موفق علامه گنگوهی محدث بزرگ مولانا جلیل احمد سهارنپوری متوفی 1346هـ می باشد، ایشان از فقهاء و محدثین بزرگ دیوبند بشمار می آید و علوم و فنون- بویژه علوم حدیث- را از محضر علمایی همچون مولانا محمد یعقوب نانوتوی و مولانا محمد مظهرنانوتوی فرا گرفتند، مولانا خلیل احمد دارای ملکه قوی و رسوخ تام در علوم بالخصوص فقه و حدیث بودند. یکی ازآرزوهایشان نوشتن شرح و حل کتاب سنن ابی داود بود که خداوند عزوجل این آرزو را متحقق نمود و  ایشان تو انستند با کمک شاگرد عزیز و رشیدشان شیخ الحدیث مولانا محمد زکریا کتاب وزین و ارزشمند «بذل المجهود فی حل سنن ابی داود» را بنویسند، گرچه سنن ابی داود شروحات زیاد و مبسوطی دارد اما نظر به اینکه سنن ابی داود بخش اعظم روایاتش بر اساس بیان احکام است و در این رابطه اختلافات مذاهب و قوت و ضعف دلایل و اثبات و رد مذاهب بیشترمطرح است و با توجه به اینکه از میان علمای احناف شرح مفصل و مناسبی برسنن ابی داود که نوشته علمای احناف باشد وجود نداشت این همه عوامل و انگیزه ها مولانا سهارنپوری را واداشت تا این شرح را نوشته و دلایل برتری مسلکت احناف را ارایه دهد. لذا با توجه به ویژگی ها و خصایص فوق شرح بذل المجهود در میان شروحات سنن ابی داود کم نظیر است.
از زمانی که کتب حدیث بالخصوص صحاح سته به نگارش درآمدند علما و محدثین به منظور حل کتب، شروحات و تعلیقات بیشماری ترتیب دادند.
یکی از کتب معتبر و صحیح در این رابطه کتاب صحیح مسلم است که حافظ ابوعلی نیشابوری درباره آن می فرماید:«ما تحت أدیم السماء أصح من کتاب مسلم» در زیر آسمان، صحیح تر از کتاب امام مسلم[نیشابوری] یافت نمی شود. - اما صحیح مسلم با صحت و خصوصیات متعددی که دارد(حتی بسیاری از علماء، مسلم را با توجه به وجوهات مختلفی بر صحیح بخاری ترجیح داده اند) شروحات زیادی بر آن نوشته و تحریر شده است. علمایی همچون قاضی عیاض مالکی، علامه جلال الدین سیوطی، امام ابوعبدالله محمد بن علی ماندی و حافظ ابوزکریا یحیی بن شرف نووی بر صحیح مسلم قلم فرسایی کردند، اما ضمن اینکه هر یک از این علمای بزرگوار بحر کامل علم و دانش بودند زیرا ذکاوت، ذهانت قاضی عیاض، تبحر علمی علامه سیوطی، فقاهت و جودت طبع علامه ماندی و مهارت امام نووی بصورتی که دریا را در  کوزه جای می دادند بر هیچ کس پوشیده و مخفی نیست با وجود اینکه همگان می دانند و هر عالم حدیث تشخیص می دهد که درمیان شروحات علمای متقدمین شرحی که همچون شروحات ابن حجر، عینی، کرمانی و قسطلانی بر بخاری نوشتند وجود ندارد که حق صحیح مسلم را کامل اداء کرده و مناسب شآن والای صحیح مسلم باشد.
بقول برخی از علماء این خلاء همواره وجود داشت و این فرض کفایه برشانه های علمای امت سنگینی می کرد تا اینکه الله عزوجل در دل علامه شبیراحمد عثمانی دیوبندی شاگرد شیخ الهند مولانا محمودالحسن این داعیه را ایجاد فرمود تا اینکه ایشان قلم بدست گرفتند. علامه عثمانی که از شیوخ حدیث و محدثین بزرگ بشمار می آید دارای خصوصیات و ویژگی های منحصر به فردی بود. بر اساس گفته مولانا اسلم شیخوپوری ایشان حامل حکمت علامه محمد قاسم نانوتوی، فقاهت علامه رشید احمد گنگوهی و بصیرت و تدبیر شیخ الهند مولانا محمود الحسن دیوبندی بود (3) علامه عثمانی در تفسیر، حدیث، فقه، اصول، علم کلام و فنون مختلف معقول و منقول ید طولایی داشت. خداوند به ایشان ملکه و استعداد تحریر و تقریر عنایت فرموده بود، ایشان با اتکاء به خداوند عزوجل به منظور ادای این فرض کفایه امت، آغاز به نگارش شرح مبسوط و مفصلی بنام «فتح الملهم بر صحیح مسلم» فرمودند. درآغاز فتح الملهم ضوابط و اصول علم حدیث، شرایط بخاری و مسلم، طبقات کتب حدیث و بحث تفصیلی بر تراجم و شروح صحیح مسلم نوشتند.

با توجه به اینکه علامه عثمانی- رحمه الله- در علم کلام و معقولات مهارت و تبحر خاصی داشتند در فتح الملهم بسوی اسرار حدیث توجه ویژه ای صرف نمودند اما این شرح تکمیل نشده بود که داعی اجل فرا رسید و در سال 1369 هـ علامه عثمانی- رحمه الله- دارفانی را وداع گفت.
بعد از ارتحال ایشان علمای بزرگوار بویژه علمای پاکستان و هندوستان تمنای تکمیل فتح الملهم را توسط عالمی متبحر و مسلط داشتند. یکی ازعلمایی که بیش ازدیگران فکرمند و بر نوشتن این تکمیل اهتمام نشان دادند بانی دارالعلوم کراچی حضرت علامه مفتی محمد شفیع دیوبندی بود. ایشان ضمن اینکه تمنا داشتند فتح الملهم توسط خود ایشان تکمیل گردد بر مصروفیات و ضیق وقت تاسف و حسرت می خوردند لذا برای تکمیل آن به فرزند ارجمند  خویش یعنی علامه مفتی محمد تقی- حفظه الله- دستور دادند شرح مسلم را به تکمیل برساند و علامه عثمانی- حفظه الله- به دستور مرشد و پدر بزرگوارش جامه عمل پوشید و با استعانت الله عزوجل این دستور و حکم را تکمیل فرمودند، درابتدای کار آنچه می نوشتند به خدمت والد و استاد بزرگوار و شفیق عرضه می فرمودند و بقول خود ایشان این ایام بهترین و زیباترین ایام زندگی ایشان بود. ایشان می فرماید: «فوالله کانت تلک الساعات من أحلی أیام حیاتی، أعیشها فی ظلال و أرفه من حنان والد مشفق کریم وعطف أستاذ رؤوف و داعیة مرشد کامل اقضی نهاری فی جو عبق من نفخات الکتب العلمیة أجنتی ثمرات العلم من هنا و هناک  و أمسی لیلی فی کنف حضرت الوالد- رحمه الله- یغمدنی بانظاره الملیة حبا و حنانا و یفیض علی من معارفة الفواحة و یمدنی بادعیة التی لاأحمل متاعا أغلی منها و لاأحلی» به هر حال در طول 18سال این زحمت و رنج طافت فرسا نتیجه داد و علامه عثمانی تکمله فتح الملهم را با چنان ویژگی هایی به اتمام رسانید که آن خصائص را صرفاً با مطالعه و بررسی کامل فتح الملهم می توان حاصل کرد، ایشان ضمن اینکه تکمله را با روش علمی خالص نوشتند بر مسایل جدید نیز توجه ویژه ای عنایت فرمودند منجمله خصوصیات این کتاب انکسار و احتیاط در طرح مسایل و رأی خود نویسنده، ذکر اقوال مفتی به، تردید و تعقیب نظریات باطله،ارائه مطالب به تعبیرات و زبان آسان و سهل، ترتیب و تنقیح مقالات مستقل بر موضوعات متعدد و ابواب مختلفی دارند.
مولانا اسلم شیخوپوری- حفظه الله- که از نویسندگان چیره دست و معروف پاکستان است احساسات خویش را در رابطه با تکمله فتح الملهم  چنین اظهار می دارد: «زمانیکه ناصرالحدیث امام شافعی- رحمه الله- اثر خویش بنام"الرساله" را بر اصول فقه نوشت امام جرح و تعدیل عبدالرحمن بن مهدی آن را مطالعه و پس از مطالعه اظهار داشتند:« ما ظننت أن الله خلق مثل هذا الرجل»؛ گمان نمی کنم خداوند متعال مانند این شخص را آفریده باشد. لذا علامه اسلم شیخوپوری می فرماید:« اگر امروز امام عبدالرحمن بن مهدی حیات داشت و تکمله فتح الملهم را مطالعه می کرد قطعا این جمله را در ارتباط باعلامه تقی عثمانی- حفظه الله- تکرار می فرمود» (4)
اعلاء السنن
از دیرباز یکی از اتهامات بی اساس و غیر واقعی را که بعضی از متعصبین و افراد ناآگاه بر مذهب و مسلک امام اعظم ابوحنیفه وارد می کردند این بود که مذهب حنفی با احادیث موید نیست و در این مذهب قیاس و رأی بر حدیث ترجیح دارد، از طرفی  دیگر از جمله شعارهای عملی دارالعلوم دیوبند تصلب بر مذهب حنفی بود، لذا برای جلوگیری از این نوع انتقادات مغرضانه علامه اشرفعلی تهانوی که از اساتید برجسته دارالعلوم دیوبند می باشد به فکر ترتیب و تهیه کتابی در علم حدیث که مشتمل بر آثار، روایات و احادیث مؤیّد مسلک و مسایل احناف بودند ایشان به شاگردان خویش دستور دادند که این خدمت عظیم را انجام دهند. شاگردان مختلفی قلم به دست گرفتند و هر یک از آنها آثار ارزشمندی تهیه و ترتیب دادند اما از میان همه آنها علامه ظفراحمد عثمانی متوفی 1394هـ بیشتر درخشید و با جمع و ترتیب احادیث گهربار رسول الله- صلی الله علیه وسلم- و تالیف آن مجموعه در بیست و یک جلد بنام "إعلاء السنن" خدمت بسیار بزرگی برای اسلام و مسلمین و احادیث نبوی انجام داد- این کتاب جامع ترین کتاب برای ادلّه مذهب حنفی بشمار می آید و در نوع خودش بی نظیر است.
 
آثار علما و محدثین دیوبند
علاوه از کتب حدیث و شروحات گذشته، شروحات و تعلیقات بیشماری بر کتب حدیث بویژه بر صحاح سته توسط محدثین عظام دارالعلوم دیوبند نوشته شده که درقسمت پایانی این مقاله به معرفی بعضی از آنان در حد ذکر نام اشاره می گردد:
الف- «فیض الباری علی صحیح البخاری»: که از افادات علامة العصرمولانا انورشاه کشمیری می باشد که توسط شاگرد ارشدشان علامه بدرعالم میرتهی جمع آوری و ترتیب داده شد.
ب-«التعلیق المحمود علی سنن ابی داود»: تعلیقی است بر سنن ابی داود که توسط محدث توانا مولانا فخرالحسن گنگوهی نوشته شد و این تعلیق کاملاً علمی و مشهور است.
   ج-«حاشیه بر سنن ابن ماجه»: که این اثر نیز از مولانا فخرالحسن گنگوهی می باشد، دراین حاشیه ایشان بر شرح علامه سیوطی و شرح مولانا شیخ عبدالغنی بن ابی سعید مجددی دهلوی بر ابن ماجه اضافاتی نوشتند.
د-«العرف الشذی علی سنن الترمذی»: از افادات علامه انورشاه کشمیری که توسط شاگردان ایشان جمع آوری گردید.
د-«معارف السنن»: شرح نسبتاً مبسوطی است بر سنن ترمذی که توسط شاگر نجیب و رشید علامه کشمیری یعنی علامه محمد یوسف بنوری تهیه و ترتیب یافت.
هـ-«تعلیق مولانا محمد زکریا بر سنن نسائی»: که از افادات مشایخ و اساتذه  ایشان یعنی علامه رشید احمد گنگوهی، مولانا خلیل احمد سهارنپوری و مولانا محمد یحیی می باشد و این تعلیق مشتمل بر حل مقامات مشکل نسائی و بحث محققانه بر قول نسائی «هذا  منکر»و «هذا صواب» هست.
و-«أمانی الأخبار شرح معانی الآثار»: این شرح، اثر امام الدعوة  مولانا محمد یوسف کاندهلوی می باشد. اما مع الأسف این شرح نیز کامل نشد که مولانا محمد یوسف به لقاء الله شتافت. البته چهار جلد آن چاپ و در دسترس می باشد.
به هر حال خدمات علمای دارالعلوم دیوبند در بخش حدیث بسیار فراتر از آنند که در این مختصر بگنجند اما آنچه  که در پایان این مقاله قابل ذکر است اینکه؛ احادیث نبوی و علوم آن با طبیعت، مزاج و گوشت وخون علمای دیوبند آمیخته شده بود. این پیکران علوم قرآن و سنت، حاملین این علم شریف و مسببین علم الحدیث درشبه قاره هند و آسیا بودند. رحمة الله علیهم رحمة واسعة وافرة کاملة.
 نوشته: مولانا عبدالغنی بدری
استاد دارالعلوم زاهدان

فقیه بزرگ بلوچستان علامه محمدشهداد[1] سراوانی در سال ۱۳۴۲هـ.ق مطابق با ۱۳۰۱شمسی در روستای کهن ملک، از توابع شهرستان سیب و سوران، در خانواده‌ای متدین دیده به جهان گشود. روخوانی قرآن را در زادگاه خویش از فردی به نام ملا عثمان فرا گرفت.

مقدمات و فارسی را از ملا عبدالرحیم، یکی از بستگان مادری فراگرفت و سپس برای ادامه‌ی تحصیل رهسپار سرباز شد و در روستای دپکور به حوزه‌ی درس عالم برجسته و مجاهد نستوه مولانا عبدالله سربازی -پدر حضرت مولانا عبدالعزیز ملازاده- درآمد و در محضر او کتاب‌های مبادی علم فقه، مانند قدوری، کنزالدقائق و منیه‌ی المصلی را خواند و در اوایل سال ۱۳۶۰هـ.ق از سرباز به سوران بازگشت.

سفر به شبه قاره هند:

علامه سراوانی برای ادامه‌ی تحصیل، در ذیقعده سال ۱۳۶۰هـ.ق رهسپار شبه قاره هند که زیر استعمار سلطه‌ی انگلیس بود، شد.

ایشان در شهر کویته به کمک قاضی عبدالصمد سربازی که در آن زمان از طرف والی قلات به عنوان قاضی وقت در شهر کویته مشغول خدمت بود، به مدرسه علوم دینی جامعه نصیریه کویته راه یافت و مبادی علوم و فنون از قبیل: صرف میر، نحو میر، شرح مائه‌ی عامل، هدایه‌ی النحو را ظرف یک‌سال در مدرسه مذکور فراگرفت.

در دانشگاه اسلامی دیوبند:

در سال ۱۳۶۱هـ.ق والی قلات به مولانا محمد شریف کشمیری، مدیر مدرسه جامعه نصیریه اعلام نمود که هیأتی متشکل از ۳۰نفر از طلابی که در سطح بالاتری هستند، را انتخاب و با مخارج والی قلات به دارالعلوم دیوبند اعزام کنند. بنابراین دستور، ۳۰نفر از طلاب مدرسه تحت سرپرستی دو نفر از اساتید برجسته، از ایستگاه راه‌آهن سیبی به وسیله‌ی قطار به دارالعلوم دیوبند اعزام شدند که یکی از این ۳۰نفر علامه محمد شهداد سراوانی بود.

علامه سراوانی در سال ۱۳۶۱هـ.ق در دانشگاه دیوبند هند ثبت‌نام نمود و در رشته‌های علم فقه، منطق، کلام، ادبیات عرب و دیگر علوم اسلامی به تحصیل ادامه داد و از محضر اساتید برجسته و نامدار آن دیار از جمله: شیخ الاسلام مولانا حسین‌ احمد مدنی، شیخ‌الادب مولانا اعزار علی، شیخ‌المعقول و المنقول مولانا ابراهیم بلیاوی و مولانا عبدالسمیع و دیگر بزرگان استفاده نمود و سرانجام در سال ۱۳۶۷هـ.ق برابر با ۱۳۲۵شمسی، پس از پایان تحصیلات عالی در دارالعلوم دیوبند، به ایران بازگشت.

مسؤولیت‌ها و خدمات:

علامه سراوانی پس از بازگشت از هند، در شهرستان سیب و سوران فعالیت‌های علمی و فرهنگی خود را آغاز کرد و به تدریس، تبلیغ، حل و فصل خصومت‌ها، مبارزه با مفاسد اجتماعی، پاسخ‌گویی به نیازهای معنوی و گسترش امور فرهنگی و مذهبی همت گماشت.

بر اثر تلاش‌های شبانه‌روزی، شهرت علمی و سخنوری ایشان سراسر منطقه را فراگرفت و مردم از نقاط دور و نزدیک برای استفاده از این مشعل فروزان علم و عرفان گرد می‌آمدند.

علامه سراوانی در ماه شوال سال ۱۳۶۹هـ.ق از راه آبادان و کویت به منظور ادای فریضه حج عازم حرمین شد و به توفیق خداوند به زیارت‌خانه‌ی خدا و حرم رسول خدا-صلی الله علیه وسلم- مشرف گردید.

در سال ۱۳۷۵هـ.ق علمای منطقه در سرجو سراوان نسبت به تأسیس مدرسه‌ی دینی مجمع العلوم بحث و تبادل نظر کردند، در آن جلسه که اکثر علمای بلوچستان، به‌خصوص علما و رهبران بزرگ فکری و دینی از جمله حضرت مولانا عبدالواحد سیدزاده معروف به حضرت صاحب، حضرت مولانا عبدالعزیز ملازاده، حضرت مولانا قمرالدین ملازهی شرکت داشتند، مقرر گردید که مدرسه در محل سرجو تأسیس شود و علامه سراوانی اداره مدرسه را به عهده بگیرند، اما ایشان بنا بر عللی در سال نخست موفق به اداره‌ی آن نشدند که به همین خاطر در سال اول حضرت مولانا عبدالواحد سیدزاده مسؤولیت اداره‌‌ی آن را پذیرفتند، سال بعد علامه سراوانی از سوران به سرجو منتقل شدند و اداره‌ی این مرکز علمی را به مدت ۲۵سال (تا سال ۱۳۶۰شمسی) بر عهده داشتند.

در سال ۱۳۶۰ به زاهدان رفت و با پذیرفتن عهده‌ی قضا در دادسرای انقلاب اسلامی، به عنوان حاکم شرع به خدمت مشغول شدند. ایشان در این مدت نیز از نشر معارف اسلامی غافل نماندند و در مدرسه‌ی علوم دینی حمادیه جام جم به تدریس پرداختند.

علامه سراوانی دایره‌یالمعارف علوم اسلامی بود که مورد وثوق و اعتماد علما و توده‌ی مردم بود و در فقه اسلامی چنان تبحر ژرفی داشتند که از سوی علمای منطقه به عنوان فقیه بلوچستان ملقب گشت.

آثار:

علامه سراوانی نیاز جامعه به کتاب‌های مذهبی را به خوبی درک کرده بود و برای پاسخ‌گویی به این نیاز دست به تألیف و ترجمه زد که در آگاهی مردم به مسایل و امورات دینی مؤثر بود.

آثار ایشان که شامل تألیف و ترجمه می‌باشند، عبارت‌اند از:

1. زبده‌ی العقاید (تألیف)

2. سرور شهیدان (ترجمه)؛ این کتاب توسط عبدالستار حسین‌بر تحقیق و تصحیح شده و بزودی در دسترس علاقمندان قرار خواهد گرفت.

3. قول معقول در حکم آمپول (تألیف)؛

4. نماز مصور (تألیف)؛

5. تفهیمات علی-رضی الله عنه- (ترجمه)؛

6. فضیلت جمعه (تألیف)؛

7. بیت المقدس و فتوحات اسلامی (تألیف)؛

8. جامع المسائل در ۲ جلد (تألیف)؛

9. داستان خاتم النبیین (تألیف)؛

10. مسأله اثبات وجود خدا (تألیف)؛

11. نماز کامل (ترجمه)؛

12. عقد ام کلثوم (ترجمه)؛

13. رفع الالتباک عن مسئله‌ی التنباک (تألیف)؛

14. تیسیر المنطق (ترجمه)؛ این کتاب توسط استاد مولانا عبدالحکیم سیدزاده مدرس عین العلوم گشت و سرپرست مجلس علمی بازنویسی شده و تعلیقاتی بر آن افزوده شده و چند بار تجدید چاپ شده است.

15. فضایل و مسایل رمضان (تألیف)؛

16. علوم القرآن (ترجمه این کتاب بر اثر وفات علامه سراوانی ناتمام مانده بود که علامه سید محمد یوسف حسین‌پور-حفظه الله- آن را به پایان رساند و چاپ نمود).

وفات:

علامه سراوانی در ماه شعبان سال ۱۴۰۷هـ.ق جهت شرکت در اجتماع سه روزه‌ی نهضت دعوت و تبلیغ عازم شهر پنجگور پاکستان شد و سرانجام در ۲۲شعبان ۱۴۰۷هـ.ق در همان‌جا چشم از جهان فرو بست و در همان‌جا به خاک سپرده شد.انالله واناالیه راجعون

مولانا قمرالدین‌رحمه‌اللّه ‌یکی‌از روشن ‌ضمیران ‌این ‌عصر بود که‌از میان‌ما رفت‌ خورشیدی‌بود که ‌افول‌کرد، درواز ه‌ای ‌ازعلم ‌و معرفت ‌بود که ‌بسته ‌شد و گوهری‌ بود که ‌از چشم‌ناسپاسان ‌پنهان ‌شد. مولانا قمرالدین‌که‌با لقب‌«خطیب‌بلوچستان‌» از وی‌یاد می‌شود، در خطّه ‌بلوچستان‌، عالمی ‌زیرک‌، دوراندیش‌، دانشمند، با جرأت‌، میهمان‌نواز و پرهیزگار بود که‌عمر گرانمایه‌اش ‌راصرف ‌خدمت ‌به ‌مسلمانا ن ‌این ‌سرزمین ‌نمود. ایشان‌برای‌کسب‌مدارج‌ علمی‌به‌پاکستان‌سفر نمود و از محضر علما بزرگ‌آن‌دیار از جمله‌از محضر مولانا عبدالرحمن‌ کامل‌پوری ‌و مولانا اشفاق‌الرحمن‌و علامه‌مولانا محمدیوسف‌ بنوری‌ کسب‌ فیض‌ نمود و تقریباًپنجاه‌و دو سال‌پیش‌از مدرسه‌علوم‌اسلامی‌تندواللهیار سند فارغ‌التحصیل‌شد. در دوران ‌تحصیل‌و مدتی‌پس‌از آن‌در پاکستان ‌به ‌مساجد و روستاها جهت‌تبلیغ ‌و امر به‌معروف ‌می‌رفت‌. مولانا با کوله‌باری‌از علم‌و دانش‌و تجربه‌به‌وطن‌بازگشت‌. پس‌از مدتی ‌جهت‌ گرفتن ‌معادل ‌مدرک‌تحصیلی ‌و علمیش ‌به ‌تهران‌عزیمت‌کرد، در تهران‌با مشاهده‌ صلاحیتهای‌علمی‌و اندیشه ‌های‌ بلند ایشان‌به‌وی‌پیشنهادشد تا رحل ‌اقامت‌در تهران‌بیفکند و در دانشکده ‌الهیات ‌تهران‌ به‌ تدریس‌ مشغول‌ شود؛ شیخ‌محمودمفتی‌زاده‌یکی‌از مشاوران ‌و مشوقان‌وی ‌بود اما مولانا فرمود: «در بلوچستان‌بیشتر به‌وجود من‌نیاز است‌و من‌صلاحیت‌و توان‌خودم‌را در آن‌دیار صرف‌می‌کنم‌و به‌شهرت‌و مقام‌نیازی‌نمی‌بینم‌»؛ حقیقتاً هم‌ایشان‌اینگونه‌ثابت‌کردند و مردم‌این‌دیار را مدیون‌ خدمات ‌ارزندة‌ خویش ‌نمودند و به ‌آیندگان ‌آموختند که ‌باید منافع ‌شخصی‌را فدای ‌منافع ‌اجتماعی ‌و ملی‌کرد. مولانا جوانی‌دل‌گرم‌و عالمی‌توانا بود و تربیت‌پدر بزرگوارش‌مولانا شمس‌الدین‌رحمه‌اللّه ‌از وی ‌چنان ‌شخصیتی ‌ساخته ‌بود که‌حاضر بود همه‌وجودش‌را فدای‌بیداری‌مردم‌بگرداند. لذا از منطقه‌آبائی‌خود، دامن‌ـ از توابع‌ ایرانشهر ـ به‌ شهرستان‌ایرانشهر عزیمت‌کرد. و در کنار مولانا گل‌محمدرحمه‌اللّه‌در مسجد جگردفعالیتهای‌ دینی خود را آغاز نمود و پس‌از گذشت‌یکسال‌مسجد نور را بنا نموده ‌و آن‌را مرکز فعالیتهایش‌قرارداد. مبارزه‌ با شرک‌ و بدعات‌ از آنجائیکه ‌مردم‌در گذشته‌ قبرهای‌اولیاء اللّه‌ و بزرگان‌را به‌صورت‌زیارتگاههایی‌در آورده‌ بودند و جهت ‌برآورده ‌شدن‌ نیازها و مشکلاتشان‌با ذبح‌جانوران‌بر سر مزارات‌به‌آنها توسل‌می‌جستند و این‌امر خلاف ‌شرع‌بود، مولانا رحمه‌اللّه ‌به‌ همراه‌مولانا گل‌محمدرحمه‌اللّه‌و دیگر علمای‌منطقه‌مبارزه‌ با مظاهر شرک‌ رادر اولویت ‌داده‌ به‌ مردم‌ می‌فرمودند: «که‌زندگی‌و مرگ‌، عزت‌و ذلت‌، فقر و توانگری ‌همه‌ و همه‌از طرف‌اللّه‌ذوالجلال‌می‌آیند. بزرگان‌و اولیای‌خداوند محتاج‌عنایتهای‌پروردگارند و قدرت‌حل‌مشکلات‌شما راندارند»، تا اینکه ‌رفته ‌رفته‌ به ‌برکت‌ مجاهدتها و کوششهای‌ایشان‌و علمای ‌دیگر، منطقه‌از لوث‌عقاید شرکی‌پاک‌شد و به‌مردم‌آموختند که‌ همه‌ یازهایشان ‌را مستقیماً از اللّه‌ذوالجلال‌بطلبند. مولانا در میدان‌خطابت‌و سخنوری‌ مولانا سخنوری‌ بی‌بدیل‌ بودند،از این‌رو لقب‌«خطیب‌بلوچستان‌» از طرف ‌علمای بزرگ‌ به‌ ایشان‌ داده‌ شده‌ بود. سخنرانی‌های ‌ایشان‌که‌با سوز و گداز خاصی‌همراه‌بود اشک‌از دیدگان‌ مردم‌ جاری‌ می‌نمود. مولانا با همه ‌علمای‌بلوچستان‌مخصوصاً مولانا عبدالعزیزرحمه‌اللّه‌ارتباط‌ بسیار نزدیک‌و عمیقی ‌داشت‌ و همیشه‌ در کنار ایشان‌بود و در همه‌کارها و مسائل‌مهم‌با ایشان‌به‌مشورت‌می‌پرداخت‌. اکثراً در پایان ‌مراسم ‌و جلسه هایی ‌که‌ مولانا روانبدرحمه‌اللّه‌مولانا گل‌محمدرحمه‌اللّه‌و مولانا عبدالعزیزرحمه‌اللّه‌در آنها شرکت ‌داشتند از مولانا قمرالدین‌رحمه‌اللّه‌تقاضا می‌شد تا جلسه‌را با دعاهای‌پرسوزشان فیض‌ببخشند. مسجد نور مسجد نور در سال‌1340 هجری‌شمسی‌بنا نهاده‌شد. توسعه‌و نامگذاری‌مسجد نور و مدرسه ‌توسط‌ مولانا شمس‌الدین ‌رحمه‌اللّه‌انجام‌گرفت‌، وی‌در یکی‌از شبها در همین‌مکان‌خوابیده‌بود، در خواب‌دید که‌از همین‌جا نوری‌برخاست‌و دنیا را منور گردانید؛ صبح‌مولانا قمرالدین‌و افراد سرشناس ‌دیگر را فراخواند و پس ‌از بیان ‌خواب ‌و دعایی‌مختصر مولانا قمرالدین‌رحمه‌اللّه‌را امر کرد تا دست‌به‌کار شود و به‌فضل‌دعای‌ایشان‌مسجد نور مرکزی‌برای‌داعیان‌و مبلغان‌دین‌شد. ناگفته‌نماند درس‌تفسیر قرآن‌و حدیث‌ایشان‌که‌پس‌از نماز صبح‌در مسجد نور برگزار می‌شد افراد زیادی‌رااز اطراف ‌و اکناف‌شهر به‌مسجد می‌کشاند. این‌خدمت‌ دراز مدت‌باعث‌گردید که‌در طول ‌این‌ مدت‌صدهانفر از اقشار مختلف‌با پیام‌قرآن‌آشنا گردند. مدرسه‌دینی‌شمس‌العلوم‌ در سال‌1353 هجری‌شمسی‌مدرسه‌شمس‌العلوم‌را که‌یادگار پدر بزرگوارشان‌ بود از «دامن‌» به ‌ایرانشهر انتقال ‌دادند و با شوری‌تازه‌کارهای‌علمی‌را ادامه‌دادند که‌هم‌اکنون‌نیز بیش‌از دویست‌طلبه‌از کلاسهای‌مقدمات‌گرفته‌تا کلاسهای‌سطح‌ و خارج‌به ‌صورت‌شبانه‌روزی‌ و بیش‌از سیصد نفر از فرزندان‌ و نونهالان‌ایرانشهر به ‌صورت ‌روزانه ‌در آن‌اشتغال ‌به ‌تحصیل ‌دارند. البته‌مولانا قمرالدین‌به‌تدریس‌در این‌مدرسه‌دینی‌قانع‌نبودند و فراست‌و دوراندیشی‌ایشان‌منجر شد تا به‌تدریس‌در دبیرستانها و دیگر مراکز آموزش‌عالی‌نیز بپردازند و سی‌سال‌در بخش‌ الهیات ‌تدریس‌ نمایند از دیگر کارهایی‌که‌همیشه‌برای‌مردم‌ایرانشهر یادآور یاد و خاطره‌مولانا قمرالدین‌رحمه‌اللّه‌خواهد بودعیدگاه ‌و مصلی‌بزرگ‌ایرانشهر است‌که‌با تلاشهای‌پیگیر مولانا در سال‌ 1376 در زمینی ‌به‌ وسعت‌ ده‌هکتاربنیان‌نهاده‌شد و سالها وجود مبارک‌مولانا قمرالدین‌(ره‌) زینت‌بخش‌منبر و محراب ‌آن‌بود. مدرسه‌دینی‌ام‌المومنین‌عایشه‌صدیقه‌ با توجه‌به‌مبارزات‌مردم‌بلوچستان‌با برنامه‌های‌استکباری‌رژیم‌طاغوت‌بر ضد حجاب‌کار به‌جایی ‌رسیده ‌بود که ‌مردم‌در گذشته‌با فرستادن‌دختران‌خود به‌مدارس‌و دانشگاهها مخالفت‌می‌ورزیدند. اما مولانا با توجه‌به‌فراست‌و حس‌نیاز نسلهای‌آینده‌به‌مادرانی‌آگاه‌ و مدبر برای ‌نخستین‌بار در مسجد نور ایرانشهر جایی‌برای‌شرکت‌زنان‌در نمازهای‌جمعه‌و تراویح‌در نظر گرفتند و خواهان‌آگاهی‌دادن‌و تعلیم‌ زنان‌و دختران‌درجامعه‌شدند. در همین‌راستا در سال ‌1372 هجری‌ شمسی‌ مدرسه‌ دینی ‌ام‌المومنین‌ عایشه‌صدیقه‌رضی‌اللّه‌عنها را برای‌خواهران‌تأسیس‌نمودند که‌در سال‌گذشته‌20 نفر و امسال‌12 نفر فارغ‌التحصیل‌داشته‌است‌، هم‌اکنون‌نیز دویست‌نفر در کلاسهای‌بالا و بیش‌از سیصد نفر در کلاسهای‌حفظ‌و روخوانی‌این‌مدرسه‌مشغول‌به‌تحصیل‌اند نقش‌فعال‌مولانا در عرصه‌های‌اجتماعی‌و سیاسی‌ مولانا قمرالدین‌رحمه‌اللّه‌پدر و مربی‌مهربانی‌بود، خوب‌می‌دانست‌با چه‌کسی‌چگونه‌برخورد کند. درد و غم‌هر کسی ‌را غم‌خودش‌می‌پنداشت‌، همیشه‌برای‌آبادی‌سرزمین‌خود و امنیت ‌ملی ‌می ‌اندیشیدند. با وجود کثرت ‌مشاغل ‌به ‌مسائل‌سیاسی‌و اقتصادی‌مردم‌می‌اندیشید. با وجود کثرت‌مشاغل‌و کم‌فرصت‌بودن‌اگرنیازمند و ناتوانی‌با مشکل ‌مواجه‌می‌شد، مولانا تا آخرین ‌لحظه‌ جهت‌رفع‌مشکلش‌همکاری‌می‌نمود. و درانجام‌کارهای‌خیر از همه‌ پیشی‌ می‌جست‌. ایشان‌از نظر سیاسی‌نیز دارای‌بینشی‌عمیق‌و اندیشه‌ای‌بلند بودند همیشه‌سیاست‌داخلی‌و خارجی‌ را تحلیل‌و بررسی ‌می‌کردند، مسائل‌اجتماعی‌و قومی‌که‌بخش‌عمده‌ای‌از آن‌اختلافات‌و نزاعهای‌قبیله‌ای‌بود راطوری‌حل‌می‌کردند که ‌طرفهای‌درگیر به‌قضاوت‌ایشان‌قانع‌و خشنود می‌شدند. ایشان‌در دوران‌تبعید مقام‌معظم‌رهبری‌در ایرانشهر با ایشان‌همکاری‌نزدیک‌داشتند و همیشه‌در مسائل‌مهم‌شهر با هم‌به‌رایزنی‌و چاره‌جویی‌می‌پرداختند. رهبر معظم‌نیز در دوران‌ریاست‌جمهوری‌و همچنین‌پس‌ازآن‌از کسانی ‌که ‌از بلوچستان‌به‌محضر ایشان‌می‌رسیدند جویای‌احوال‌مولانا قمرالدین ‌رحمه‌اللّه‌می‌شدند.همچنین‌رهبر معظم‌در سفر اخیرشان‌به‌سیستان‌و بلوچستان‌از خاطرات‌و خدمات ‌ارزندة ‌شان‌به‌همراه‌مولانارحمه‌اللّه‌یاد می‌کردند. مولانا ارگانها و دوایر دولتی‌را جهت‌هر چه‌بهتر و بیشتر خدمت‌کردن‌به‌مردم‌تشویق‌و راهنمایی‌ می‌کردند و از انتقاد بر کسی‌هراسی‌نداشتند. بیماری‌و وفات‌ مدت‌مدیدی‌بود که‌مولانا از بیماری‌رنج ‌می‌برد، چند مرتبه‌جهت‌مداوا به‌تهران‌سفر کردند اما در این ‌سفرکه ‌منتهی‌به‌سفر آخرت‌شد، قبل‌از رفتن‌امور مدرسه‌و مسجد را تقسیم‌نمودند، گویا قبلاً به ‌ایشان ‌الهام‌شده‌بود که ‌برای ‌همیشه ‌با مردم ‌این‌سامان‌خداحافظی‌می‌کنند. سرانجام‌در 14 آبان‌ماه‌سال‌1382 پس‌از دو ماه‌ بستری‌در بیمارستان‌مهراد تهران‌دارفانی‌را وداع‌ گفته‌ و به ‌ملاقات ‌پروردگار شتافتند و مسلمانان‌و خصوصاً جامعه‌اهل‌سنت‌ایران‌را درغم‌فراق‌خود گذاشتند. جنازه ‌ایشان روز جمعه‌16 آبان‌پس‌از انتقال‌به‌زاهدان‌توسط‌شیخ‌الاسلام‌مولانا عبدالحمید، جمعی‌از علمای‌جنوب‌و خیل ‌عظیم ‌مردم‌زاهدان‌به‌شهرستان‌ایرانشهر منتقل‌شد، پس‌از تکفین‌، نماز جنازه ‌ایشان‌به‌امامت‌مولانا محمدیوسف‌حسین‌پور مدیر حوزه‌علمیه‌گشت‌و یار و همسنگر قدیمی ‌شان ‌اقامه‌ شد سپس‌چهره‌ دوست ‌داشتنی‌مولانا برای‌همیشه‌از دیدگان‌پنهان‌شد و به‌خاک‌سپرده‌شد و در پایان‌شیخ‌الاسلام‌مولانا عبدالحمید(حفظه‌اللّه‌) طی‌ سخنانی‌با تأسف‌بسیار و با ذکر خدمات‌و احسانات‌ایشان‌، ضایعه‌درگذشت‌ایشان‌را به‌عموم‌مردم‌و خصوصاً بستگان‌و خانواده‌شان ‌تسلیت ‌گفتند. شیخ‌الاسلام‌مولانا عبدالحمید نیز در سخنان‌خود در عیدگاه ‌ایرانشهر از مردم‌خواستند تا به‌حمایت‌وهمکاری‌خود با فرزندان‌مولانا همچون‌ دوران‌ حیات ‌ایشان ‌ادامه‌دهند مولانا قمرالدین‌رحمه‌اللّه‌پس‌از خود دو فرزند عالمش‌شیخ‌معین‌الدین‌و مولوی‌طیب‌را به‌ عنوان‌ جانشین ‌خود در امور مسجد و مدرسه‌تعیین‌نمودند. روحش‌شاد و راهش‌پر رهرو باد.

دانلود رساله«ربط وخلاصه 114سوره قرآن مجيد»

ربط وخلاصه 114سوره قرآن مجيد

اقتباس:  از تفسير جواهرالقرآن

شيخ القرآن مولانا غلام الله خان «رحمه الله»

مترجم: مولانا  عبدالصمد غياثي

استاد تفسير وحديث مدرسه ديني دارالقرآن سراوان

دانلود فایل

معرفی منافقین

یکی از برنامه های دشمنان اسلام بدنام کردن دین و مذهب و رهبران مذهبی است تا مسلمانان از دین و مذهب و رهبران مذهبی خویش متنفر شده، نسبت به آنها بدبین باشند تا در نتیجه بی دین و لامذهب شوند. این برنامه از امروز نیست بلکه در زمان رسول اکرم صلی الله علیه و سلم رئیس منافقان عبدالله بن ابی این سیاست را بنیانگذاری کرد.
عبدالله بن ابی منافق چه کار کرد؟
عبدالله بن ابی منافق منتظر فرصتی بود که دامن پیامبر صلی الله علیه و سلم را لکه دار کند تا اعتماد مسلمانان از بین برود و بد ظن شده اتّباع وی را ترک کنند. تا اینکه با تهمت زدن حضرت عایشه صدیقه رضی الله عنها دشمنی خویش را با پیامبر و قرآن آشکار نمود، خداوند درسوره نور برائت و پاکی همسر پاک آنحضرت صلی الله علیه وسلم حضرت عایشه رضی الله عنها را از این تهمت که منافقین جهت لکه دار نمودن عزّت و آبروی پیامبر (ص) از جانب خود ساخته بودند اعلان فرمودند.
امروز نیز انگلیس که دشمن قسم خورده اسلام و مسلمین است با درست نمودن فرقه ها و نظریات مختلف و تحریک نمودن آنها بر علیه یکدیگر و تکفیر و توهین علمآء و داعیان دین می خواهد که امت را به گمراهی بکشاند و از دین دور نماید تا به اهداف ننگین خود برسد، لیکن دشمن می تواند فقط افراد ساده لوح را فریب دهد، همچنانکه از میان صحابه فقط دو سه نفر ساده لوح از تبلیغات سوء عبدالله بن ابی منافق فریب خوردند که بعد از آشکار شدن حق توبه کردند.
امروز نیز به اسم قرآن و سنت بسیاری از جوانان فریب خورده، علمای ربانی که عمرشان را در راه تدریس و تبلیغ قرآن و سنت و اصلاح امت صرف نمودند اند بی باکانه علمای زنده و مرده را تکفیر می کنند. در حالی که از حضرت عایشه رضی الله عنها روایت است که  پیغمبر صلی الله علیه و سلم فرمودند: « لَا تَسُبُّوا الْأَمْوَاتَ فَإِنَّهُمْ قَدْ أَفْضَوْا إِلَى مَا قَدَّمُوا» (صحيح البخاري – (5 / 196) بَاب مَا يُنْهَى مِنْ سَبِّ الْأَمْوَاتِ) مردگان را بد و بیراه نگوئید زیرا ایشان به آنچه پیش فرستاده اند رسیده اند. اگر شخصی مطلبی را نوشته است که به نظر ما اشتباه است و تحقیق ما بر خلاف آن است کافی است ما نظر و تحقیق وی را رد کنیم و آنچه به نظر ما حق است آن را بیان کنیم . اما اینکه بر اشخاص به راحتی فتوای کفر و زندقه را بدهیم جز پیاده نمودن نقشه ی شوم دشمنان دین و علماء چیزی دیگر نیست، زیرا که این عمل بر خلاف حدیث صحیح و صریح پیغمبر صالی الله علیه و سلم می باشد و اگر واقعا این فریب خوردگان تابع و پیرو سنت اند پس باید در عمل نشان دهند و دررفتار و کردار خویش مطابق با سنت باشند.
حکم تکفیر نمودن مسلمان
«عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ إِذَا قَالَ الرَّجُلُ لِأَخِيهِ يَا كَافِرُ فَقَدْ بَاءَ بِهِ أَحَدُهُمَا» از ابوهریرة رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمودند: وقتی که شخصی به برادر مسلمانش گفت: ای کافر یقینا یکی از آن دو با کفر بر می گردد. (صحيح البخاري – (19 / 58)، (بَاب مَنْ كَفَّرَ أَخَاهُ بِغَيْرِ تَأْوِيلٍ فَهُوَ كَمَا قَالَ).
قال ابن دقيق العيد : هذا وعيد عظيم لمن كفَّر أحدًا من المسلمين وليس كذلك ، وهي ورطة عظيمة وقع فيها خلق كثير من المتكلمين ، ومن المنسوبين إلى السنَّة ، وأهل الحديث ، لما اختلفوا في العقائد فغلظوا على مخالفيهم . وحكموا بكفرهم ، والحق أنه لا يكفر أحد من أهل القبلة إلا بإنكار متواتر من الشريعة عن صاحبها ، فإنه حينئذ يكون مكذبًا للشرع . انتهى . (تطريز رياض الصالحين – (2 / 429)
ابن دقیق العید می فرماید: این وعید بزرگی است برای کسی که یکی از مسلمانان را تکفیر کند در حالی که اینطور نباشد، و هلاکت و نابودی بزرگی است که بسیاری از متکلمین و از کسانی که به سنت و اهل حدیث منسوب هستند، در آن گرفتار هستند، زمانیکه در عقاید باهم اختلاف نمودند بر مخالفین خود با شدت برخورد کردند. و همدیگر را تکفیر نمودند، در حالی که حق اینست که هیچ کس از اهل قبله تکفیر کرده نمی شود مگر در صورتی که یکی از احکام متواتر را از صاحب شریعت انکار کند چون در این صورت تکذیب کننده ی شریعت به حساب می آید .
حکم لعنت نمودن:
رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمودند: «مَنْ لَعَنَ شَيْئًا لَيْسَ لَهُ بِأَهْلٍ رَجَعَتْ اللَّعْنَةُ عَلَيْهِ» هر کس چیزی را لعنت کند که اهل لعنت نیست، لعنت بر خودش برمی گردد. (سنن أبي داود – (13 / 62)، (سنن الترمذي – (7 / 247)  (المعجم الكبير للطبراني – (10 / 305)  شعب الإيمان للبيهقي – (11 / 227) معرفة الصحابة لأبي نعيم الأصبهاني – (3 / 308). حديث ابن عباس : أخرجه أبو داود (4/278 ، رقم 4908) ، والترمذى (4/350 ، رقم 1978) وقال : حسن غريب . وأبو الشيخ فى العظمة (4/1315 ، رقم 81317) ، والبيهقى فى شعب الإيمان (4/316 ، رقم 5235) ، والضياء (10/28 ، رقم 18) . (جمع الجوامع أو الجامع الكبير للسيوطي – (1 / 18557)
وای بر کسانی که هنوز از حدیث ادب را یاد نگرفته اند و ادعای اجتهاد دارند گویا قرآن و حدیث به آنها بی ادبی و تکفیر مسلمانان را تعلیم می دهد.
آیا پیغمبر صلی الله علیه و سلم مسلمانی را تکفیر کرده است، آیا همه مجبوراند مطابق با فهم شما فریب خوردگان عمل کنند تا از زخم زبان شما بی ادبان نجات بیابند.
جوانان عزیز تکفیر کار بسیار خطرناکی است که زیان آن به خود شخص میرسد، و این کار پیامبر و صحابه و سلف صالح نبوده است . و این یک حربه است که امروزه دشمنان دین آن را وسیله و ابزاری برای جدائی مردم از رهبران دینی و مذهبی که علمآء می باشند قرار داده اند، مواظب ایمانتان باشید که آن را به اسم دین و توحید از شما نگیرند.
(نویسنده: مولانا عبدالصمد غیاثی)

 

 

مختصر معارف التوحید

اختصار کننده : مولانا مفتی عبدالصمد غیاثی

قبلا قسمتهایی از این رساله مفید و علمی در سایت گذاشته بود که ان شاءالله امروز رساله ی کامل که ویژه دوره تفسیر و ترجمه میباشد را برای دانلود در اختیار شما عزیزان قرار میدهیم.

دانلود رساله کامل

 


زندگی نامه عالم ربانی و مصلح بزرگ بلوچستانمولانا عبدالعزیز ساداتی(رحمة الله علیه) بنیا ن گزار اولین حوزه علمیه در بلوچستان-حوزه علمیه دارالعلوم زنگیان سراوان

نام مقاله : زندگینامه مولانا عبدالعزیز ساداتی

نوع پرونده: WORD
حجم پرونده: ۳۷۲kB

منبع : سنت دانلود

لینک دانلود

دانلود مقاله


نام کتاب: زندگانی خلفای راشدین(رضی الله عنهم)

مولف: علامه عبدالشکور لکنوی

ترجمه: علامه شیخ الحدیث مولانا محمدیوسف حسین پور سراوانی

تصحیح و بازنویسی : عبدالمجید مرادزهی خاشی

لینک دانلود

دانلود کتاب

مجموعه کتب حدیث معتبر اهل سنت که شامل صحیح بخاری ، صحیح مسلم ، مسند احمد ، سنن ترمذی ، سنن ابوداود ، سنن نسائی ، سنن دارمی ، موطای امام مالک و سنن ابن ماجه میباشد را برای شما آماده کرده ایم .

برای دانلود از لینک زیر استفاده کنید

دانلود

نگاه حرام ازنظراسلام

 


بدیهی است اولین پله ی نردبان فحشا از چشم‌چرانی و نگریستن به محاسن زن نامحرم آغاز می‌گردد. بدین خاطر سنت مملو از ارشاداتی راجع به حفظ و نگهداری از چشم می‌باشد. قرآن کریم به این موضوع تا جایی اهمیت داده است که به مردان و زنان بطور یکسان امر کرده است تا چشمان خود را فرو اندازند و حیای خود را حفظ نمایند.
در همین راستا امروز کتاب بسیار جالب «نگاه حرام در اسلام» را برای دانلود قرار داده ایم. هم اکنون می توانید نسخه ی pdf این کتاب را از سایت قرآن -سنت دریافت کنید.


دانلود


آثار مخرّب کانالهاي ماهواره‌ ای

 

امروزه اکثر هنرپيشه‌ها و بازيگران تلويزيون وخوانندگان خصوصاً غربيها به هيچ دين ومذهبي پايبند نيستند و به هيچ کدام از اديان آسماني ايمان ندارند و در برنامه‌هايشان کلمات مسخره‌آميز وشکّ برانداز به اديان و مذاهب الهي نسبت ميدهند. اكثر اين برنامه‌ها از طريق کانالهاي يهودي و نصراني پخش ميشود.


ادامه مطلب

حب صحابه نشانه ایمان وبغض باآنهانشانه کفروطغیان است

چنانچه که ابن مسعود رضى الله عنه فرمودند:" محبت با صحابه رضى الله عنه سنت است و دعا برای آنان قربت است و اقتدا به آنان وسیله است و گرفتن آثار آنان فضیلت است".


ادامه مطلب

 

بیوگرافی خطاط مشهور قرآن کریم،عثمان طه

 

ابو مروان عثمان بن عبده بن حسین بن طه، خوشنویس عرب زبانی است که به واسطه نگارش “مصحف مدینه” شهرت یافته است، مصحفی که موسسه چاپ مصحف شریف ملک فهد آن را منتشر کرد.وی در روستای شهر حلب در سوریه به سال ۱۹۳۴میلادی چشم به دنیا گشود. متاهل و دارای هفت فرزند است. پدرش، شیخ “عبده حسین طه” امام جماعت، سخنران مسجد و استاد خوشنویسان سوریه است.

 


ادامه مطلب

زندگی نامه امام ابو حنیفه نعمان بن ثابت رحمه الله

پيامبر صلى الله عليه و سلم اينگونه درباره ي ايشان بشارت داده است «لو كان الإيمان عند الثريا لذهب به رجل من فارس» يعني: «اگر ايمان در ثريا باشد، مردي از سرزمين فارس به سوي آن خواهد رفت.» و عبارتي که در صحيح مسلم آمده چنين است: «لو كان الإيمان عند الثريا لذهب به رجل من أبناء فارس حتى يتناوله» يعني: «اگر ايمان در ثريا باشد، مردي از اهالي سرزمين فارس به سويش مي رود تا بدان دست يابد.» ثابت، پدر امام ابوحنيفه، که از بزرگان سرزمين فارس بود در كوفه اقامت گزيد و به کار تجارت پرداخت که در اين کار مهارت زيادي داشت و توانست موقعيت اجتماعي خانوادگي پيش تر خود و توانگري و آسايش آن را بازيابد. ثابت کسي بود که با امام علي کرم الله وجهه ملاقات نموده و حضرت علي رضي الله عنه براي او و فرزندانش دعاي برکت و فزوني نموده بود.

نام ايشان، نعمان بن ثابت بن زوطي مي باشد. در سال هشتاد هجري در شهر کوفه چشم به جهان گشود. امام ابوحنيفه از دوران کودکي به همراه پدرش به حجره ي وي رفته و نزد او مي ماند و اصول و پايه هاي تعامل و رفتار با فروشندگان و خريداران و مشتريان را مي آموخت. تا آنکه خود نيز پيشه ي پدر را ادامه داده و زندگي مرفه و آسوده اي اختيار نمود. شغل وي بزازي يا همان تجارت پارچه و لباس بود و در حجره شريکي داشت که در کار تجارت به وي کمک مي کرد.


ادامه مطلب

مقاله ای درباره زندگی امام اعظم امام ابوحنیفه(رحمه الله)

 

مشخصات امام ابوحنيفة

 

نام ايشان نعمان كنيه  او ابوحنيفه و لقب او امام اعظم است بايد دانست كه امام ابوحنيفه بچه اي  بنام حنيفه نداشت بلكه اين كنيه اش وصفي است.ابوحنيفه:يعني ((أبوملة الحنيفه)) چون خداوند متعال در قرآن مجيد دين ابراهيمي را به دين حنيف ياد مي فرمايد. چنانكه مردم را مخاطب قرار داده ومي فرمايد: فاتبعوا ملة ابراهيم حنيفاً وي برخود اين كنيه را انتخاب نمودند .  سوره آل عمران آيه 10

 

ادامه مطلب....

 


ادامه مطلب

 

زندگينامه امام بخاری

سیرت، شمائل و فضائل و جوانب مختلف شخصیت امام بخاری را نمی‏توان در چند ‏صفحه به بحث و تدقیق گرفت، بلکه بررسی زندگی این بزرگمرد عرصه علم حدیث، نیاز به نگاشتن کتاب ضخیمی دارد، ولی از باب "ما ‏لایدرک کله، لایترک جله" به صورت بسیار فشرده، معلوماتی را در مورد ایشان خدمت ‏خوانندگان عرضه می‏داریم.‏


ادامه مطلب

تفسیر جلالین


تفسیر جلالین: دو تن از عالمان بزرگ ، به نوشتن این تفسیر همت گماشته اند: جلال الدین محلى و جلال الدین سیوطى ؛ و بدین جهت «جلالین» نام گرفته است . نخست جلال الدین محلى – که از دانشمندان بنام عصر خویش بود – از ابتداى سوره کهف تا پایان قرآن را نوشت و سپس به تفسیر سوره حمد پرداخت و با پایان یافتن تفسیر این سوره ، در سال ۸۶۴ بدرود حیات گفت ؛ آنگاه جلال الدین سیوطى (متوفاى ۹۱۱) از سوره بقره تا پایان سوره اسراء و سپس ، سراسر قرآن را تفسیر کرد و به آن افزود و آن را کامل نمود؛ ولى براى رعایت حق مفسر پیشین ، تفسیر سوره حمد را در پایان تفسیر آورد. جالب آنکه جلال الدین سیوطى ، با قلمى این تفسیر را تکمیل نمود که تفاوتى با قلم پیشین ندارد و مراجعه کننده ، حس نمى کند که این تفسیر، با قلم دو تن نوشته شده است. شیوه سیوطى و شیوه محلى در ایجاز و ایفاء مطالب ، استناد به فهم ظاهر قرآن و آراء برتر سلف ، بیان اعراب و تا حدودى قرائات و تبیین برخى نکات یکى است ؛ و کمتر مى توان پى برد که این تفسیر، اثر دو کس است ؛ مگر در مواردى اندک که از شمار انگشتان دست تجاوز نمى کند.
این تفسیر کوتاه ، به سبب جامعیت و کمال مطالب ، همواره شهره آفاق و مورد عنایت همگان بوده است و مکررا به چاپ رسیده و مى رسد.
آقای مسعود قادرمرزی این تفسیر گرانقدر را به زبان شیرین فارسی ترجمه نموده است. سایت نوردانلود مفتخر است که نسخه ی pdf این تفسیر بزرگ را برای شما عزیزان تهیه کرده است.

دانلود با لینک مستقیم – ۹۸٫۱۶ مگابایت

«ردشبهاتی پیرامون ازدواج پیامبر(صلعم)باام المؤمنین عایشه صدیقه(رض)»

ام‌المؤمنین عایشه-رضی الله عنها- در شهر مکه به سال چهارم بعثت دیده به جهان گشود و در سن ۷ سالگی پیامبر اسلام-صلی الله علیه وسلم- ایشان را به نکاح خود درآورده و در

مدینه در ماه شوال سال دوم هجری و در سن ۹سالگی زندگی زناشویی را با ام‌المؤمنین شروع فرمودند.

ام‌المؤمنین-رضی الله عنها- نامشان (عایشه دختر ابی‌بکر پسر ابی‌قحافه تیمیه) دختر اولین صحابی و جانشین و محبوب‌ترین یار پیامبر (ابوبکر صدیق-رضی الله عنه-) می‌باشد و مادرشان «ام رمان» دختر عامر نام دارند.

پیامبر-صلی الله علیه وسلم- با درخواست و آرزوی خودشان ام‌المؤمنین را انتخاب نکرداند، بلکه چندین مرتبه تصویر عایشه-رضی الله عنها- را در خواب به ایشان نشان داده‌اند که در آینده همسر پیامبر-صلی الله علیه وسلم- خواهد شد.

در این مورد پیامبر-صلی الله علیه وسلم- می‌فرماید: دوبار در خواب تو را به من نشان دادند که در دو لایه از ابریشم پیچیده شده بودید، ملائکه‌ای که تو را به من نشان می‌داد، می‌گفت: این همسر شماست، هنگامی که ابریشم را باز کرده تو را می‌دیدم می‌گفتم: اگر از طرف خدا باشد این کار انجام می‌گیرد. [صحیح بخاری، ج۳، ص۱۴۱۵، حدیث: ۳۶۸۲؛ صحیح مسلم، ج۷، ص۱۳۴، حدیث: ۶۴۳۶]

هر چند ام‌المؤمنین از پیامبر-صلی الله علیه وسلم- فرزندی نداشته اما...ادامه مطلب


ادامه مطلب

«حکم سه طلاق با يك لفظ»
پرسش: اگرشخصي همسرش را با يك لفظ سه طلاق داد حكمش چيست؟ آيا سه طلاق واقع شده و همسرش بر وي حرام گشته يا يك طلاق به حساب مي آيند و مي توانند به زندگي شان ادامه دهند؟
پاسخ: نزد هيچ يك از مذاهب چهارگانه اهلسنت سه طلاق يك طلاق نيست، بلكه نزد ائمه اربعه ي اهل سنت اگر شخصي همسرش را با يك لفظ سه طلاق بدهد گنهكار مي شود، ليكن هر سه طلاق واقع شده اند، و راهي براي ادامه زندگي مشترک برايشان باقي نمانده است، حتي تنكح زوجا غيره . ومذهب جمهور علماء از تابعين و كساني كه بعد از آنها بوده اند همين است. «ومذهب جماهير العلماء من التابعين ومن بعدهم منهم الأوزاعي والنخعي والثوري وأبو حنيفة وأصحابه ومالك وأصحابه ومالك وأصحابه والشافعي وأصحابه وأحمد وأصحابه وإسحاق وأبو ثور وأبو عبيد وآخرون كثيرون عل أن من طلق امرأته ثلاثا وقعن ولكنه يأثم وقالوا من خالف فيه فهو شاذ مخالف لأهل السنة وإنما تعلق به أهل البدع ومن لا يلتفت إليه لشذوذه عن الجماعة التي لا يجوز عليهم التواطؤ على تحريف الكتاب والسنة». (عمدة القاري شرح صحيح البخاري)...ادامه مطلب


ادامه مطلب

«ﺷﯿﺦ ﺍﻟﺤﺪﯾﺚﻭﺍﻟﺘﻔﺴﯿﺮ ﻋﻼﻣﻪ ﻣﺤﻤﺪ ﻋﻤﺮ ﺳﺮﺑﺎﺯﯼ(رح)»

ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﻳﻦ ﻋﺎﺭﻑ ﺑﻠﻮﭼﺴﺘﺎﻥ ﺩﺭ ﺳﺎﻝ 1355
ﻫﺠﺮﯼ ﻗﻤﺮﯼ ﺩﺭ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺷﺒﻬﺎﯼ ﻣﺒﺎﺭﮎ ﺫﯼ ﺍﻟﺤﺠﻪ
ﺩﺭ ﺭﻭﺳﺘﺎﯼ ﺍﻧﺰﺍﺀ ﻗﺮﯾﻪ ﺍﯼ ﻣﺮﺑﻮﻁ ﺑﻪ ﻣﻨﻄﻘﻪ ﯼ
ﺳﺮﺑﺎﺯ ﺑﻠﻮﭼﺴﺘﺎﻥ ﻃﻔﻠﯽ ﺍﺯ ﭘﺪﺭ ﻭ ﻣﺎﺩﺭﯼ ﭘﺎﮎ ﺍﺯ
ﺳﻼﻟﻪ ﯼ ﻣﻘﺪﺱ ﺭﺳﻮﻝ ﺍﻟﻠﻪ ) ﺹ ( ﭼﺸﻢ ﺑﻪ ﺟﻬﺎﻥ
ﻣﯽ ﮔﺸﺎﯾﺪ . ﻣﺤﻤﺪ ﻋﻤﺮﭼﻮﻥ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﭘﺴﺮ ﭘﺪﺭ ﻭ
ﻣﺎﺩﺭ ﺍﺳﺖ ، ﺗﻮﻟﺪﺵ ﻣﻮﺟﺐ ﻣﺴﺮّﺕ ﻭ ﺷﺎﺩﯼ ﻭﺻﻒ
ﻧﺎ ﭘﺬﯾﺮ ﺁﻧﺎﻥ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﻭ ﻫﺮ ﮐﺪﺍﻡ ﺩﺭ ﭘﻬﻦ ﺩﺷﺖ
ﺁﺭﺯﻭﻫﺎﯾﺸﺎﻥ ، ﺁﯾﻨﺪﻩ ﺍﯼ ﺯﯾﺒﺎ ﻭ ﻣﺒﺎﺭﮎ ﺑﺮﺍﯼ ﻭﯼ
ﺗﺮﺳﯿﻢ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﺩﺭ ﻋﯿﻦ ﺩﺍﺭﺍ ﺑﻮﺩﻥ ﻃﺒﻊ ﮐﻮﺩﮐﺎﻧﻪ ،
ﻣﺮﺩﯼ ﺑﺰﺭﮒ ﻭ ﻋﺎﻗﻞ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﯽ ﺭﺳﺪ . ﺩﺭ ﻫﻤﯿﻦ
ﺳﻨﯿﻦ ﻋﺸﻖ ﻣﻔﺮﻃﯽ ﺑﻪ ﻧﻤﺎﺯ ، ﺭﻭﺯﻩ ، ﺫﮐﺮ ﻭ
ﺧﻮﺍﻧﺪﻥ ﺩﺭﻭﺩ ﭘﯿﺪﺍ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ . ﺑﻪ ﺍﺷﻌﺎﺭ ﻋﺎﺭﻓﺎﻧﻪ ﻭ
ﻧﻌﺖ ﺁﻣﯿﺰ ﻋﻼﻗﻪ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ ﻭ ﺍﺷﻌﺎﺭ
ﺯﯾﺎﺩﯼ ﺭﺍ ﺍﺯ » ﺩﯾﻮﺍﻥ ﺣﺎﻓﻆ« ﺍﺯ ﺑﺮ ﺩﺍﺭﺩ . ﺳﻠﺴﻠﻪ
ﻧﺴﺐ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﺑﺪﯾﻦ ﺻﻮﺭﺕ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺳﺮﮔﺬﺷﺖ
ﺧﻮﺩ ﻧﻮﺷﺖ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﻣﺤﻤﺪ ﻋﻤﺮ ﺍﺑﻦ ﻣﻼ ﺍﺣﻤﺪ ﺑﻦ
ﻣﻼ ﻋﺒﺪﺍﻟﺮﺣﻤﻦ ﺑﻦ ﻣﻼﻋﺒﺪﺍﻟﺠﻠﯿﻞ ﺑﻦ ﻣﻼﮐﻤﺎﻝ
ﺍﻟﺪﯾﻦ ﺑﻦ ﺳﯿﺪ ﻓﯿﺮﻭﺯ ﺍﺑﻦ ﺳﯿﺪ ﻣﯿﺮﺯﺍ ﺑﻦ ﺳﯿﺪ ﺣﺴﻦ
ﺑﻦ ﺳﯿﺪ ﻓﺨﺮ ﺍﻟﺪﯾﻦ ﺑﻦ ﺳﯿﺪ ﺷﯿﺦ ﻋﺒﺪﺍﻟﻠﻪ ﺑﻦ ﺳﯿﺪ
ﺷﯿﺦ ﺍﻭﯾﺲ ﺑﻦ ﺳﯿﺪ ﺷﯿﺦ ﺑﻼﻝ ﺑﻦ ﺳﯿﺪ ﺷﯿﺦ
ﺷﻬﺪﺍﺩ ﺑﻦ ﺳﯿﺪ ﺷﯿﺦ ﻣﯿﺮ ﺷﯿﺮ ﺍﺑﻦ ﺳﯿﺪ ﺷﯿﺦ
ﻋﺒﺪﺍﻟﻠﻪ ﺑﻦ ﺳﯿﺪ ﺷﯿﺦ ﺳﻨﺠﺮ ﺑﻦ ﺳﯿﺪ ﺷﯿﺦ ﺍﮐﺮﻡ ﺑﻦ
ﺳﯿﺪ ﺷﯿﺦ ﺑﺮﻫﺎﻥ ﺍﻟﺪﯾﻦ ﺑﻦ ﺳﯿﺪ ﺷﯿﺦ ﻋﺒﺪﺍﻟﻌﺰﯾﺰ ﺑﻦ
ﺳﯿﺪﻧﺎ ﻭ ﻣﻮﻻﻧﺎ ﻭ ﺍﻭﻻﺩﻧﺎ ﺍﻟﺸﯿﺦ ﺍﻻﻋﻈﻢ ﻭ ﻗﻄﺐ
ﺍﻻﻓﺨﻢ ﻭ ﻗﻄﺐ ﺍﻟﺠﻦ ﻭﺍﻻﻧﺲ ﺟﻨﺎﺏ ﺷﯿﺦ
ﻋﺒﺪﺍﻟﻘﺎﺩﺭ ﺟﯿﻼﻧﯽ ﺑﻦ ﺷﯿﺦ ﺍﺑﯽ ﺻﺎﻟﺦ ﻣﻮﺳﯽ ﺑﻦ
ﺷﯿﺦ ﻋﺒﺪﺍﻟﻠﻪ ﺍﻟﺠﯿﻠﯽ ﺑﻦ ﺷﯿﺦ ﯾﺤﯿﯽ ﺍﻟﺰﺍﻫﺪ ﺑﻦ
ﺷﯿﺦ ﻣﺤﻤﺪ ﺍﺑﻦ ﺷﯿﺦ ﻣﻮﺳﯽ ﺑﻦ ﺷﯿﺦ ﻋﺒﺪﺍﻟﻠﻪ ﺑﻦ
ﺷﯿﺦ ﻣﻮﺳﯽ ﺑﻦ ﺷﯿﺦ ﻋﺒﺪﺍﻟﻠﻪ ﺍﻟﻤﺤﺾ ﺑﻦ ﺷﯿﺦ
ﺣﺴﻦ ﺍﻟﻤﺜﻨﯽ ﺑﻦ ﺳﯿﺪﻧﺎ ﺍﻟﺤﺴﻦ ﺍﻟﺴﺒﻂ ﺑﻦ ﺳﯿﺪﻧﺎ ﻭ
ﻣﻮﻻﻧﺎ ﺍﺳﺪﺍﻟﻠﻪ ﺍﻟﺜﺎﻗﺐ ﻟﯿﺚ ﺑﻨﯽ ﻏﺎﻟﺐ ﺣﻀﺮﺕ
ﺍﻟﻤﺮﺗﻀﯽ ﺍﻣﯿﺮ ﺍﻟﻤﻮﻣﻨﯿﻦ ﺧﻠﯿﻔﻪ ﭼﻬﺎﺭﻡ ﻋﻠﯽ ﺑﻦ ﺍﺑﯽ
ﻃﺎﻟﺐ ﺭﺿﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻨﻬﻢ ﺍﺟﻤﻌﯿﻦ ﻭ ﺍﺑﻦ ﺳﯿﺪﺓ ﻧﺴﺎﺀ
ﺍﻟﻌﺎﻟﻤﯿﻦ ﻭ ﺳﯿﺪﻩ ﻧﺴﺎﺀ ﺍﻫﻞ ﺍﻟﺠﻨﺔ ﺑﺘﻮﻝ ﺣﻀﺮﺕ
ﻓﺎﻃﻤﺔ ﺍﻟﺰﻫﺮﺍﺀ ﺭﺿﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻨﻬﺎ ﺑﻨﺖ ﺳﯿﺪ ﺍﻟﮑﺎﺋﻨﺎﺕ
ﻓﺨﺮ ﻣﻮﺟﻮﺩﺍﺕ ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭﺳﻠﻢ ﺗﺴﻠﯿﻤﺎً
ﮐﺜﯿﺮﺍًﮐﺜﯿﺮﺍً ﺍﻟﯽ ﯾﻮﻡ ﺍﻟﺪﯾﻦ . ﺩﺭ 7 ﺳﺎﻟﮕﯽ ﺑﻪ ﻣﮑﺘﺐ
ﻣﻮﻟﻮﯼ ﻣﺤﻤﺪ ﮔﻞ ﻣﻼﺯﻫﯽ ﻣﻌﺮﻭﻑ ﺑﻪ ﺩﯾﻮ ﺑﻨﺪﯼ
ﺭﻓﺖ.و....ادامه مطلب


ادامه مطلب

«امامﺍﺑﻦﻣﺎﺟﻪ ﻗﺰﻭﯾﻨﯽ- ﺭﺣﻤﻪﺍﻟﻠﻪ»

ﺁﻧﮕﺎﻩ ﻛﻪ ﺩﯾﻦ
ﺍﺳﻼﻡ ﭘﺎ ﺑﻪ ﻋﺮﺻﻪ ﻭﺟﻮﺩ ﮔﺬﺍﺷﺖ ﻭ ﺍﻗﯿﺎﻧﻮﺱ
ﺑﯿﻜﺮﺍﻥ ﻭ ﻣﻮﺍﺝ ﻋﻠﻮﻡ ﻭ ﻣﻌﺎﺭﻑ ﺍﺳﻼﻣﯽ، ﻛﺎﺧﻬﺎﯼ
ﭘﻮﺷﺎﻟﯽ ﻣﺪﻋﯿﺎﻥ ﺩﺭﻭﻏﯿﻦ ﺗﻤﺪﻥ ﻭ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻫﻢ
ﺷﻜﺴﺖ ﻭ ﭘﺮﭼﻢ » ﻻﺇﻟﻪ ﺍﻻﺍﻟﻠﻪ ﻣﺤﻤﺪﺭﺳﻮﻝﺍﻟﻠﻪ« ﺑﺮ
ﺑﻠﻨﺪﺍﯼ ﺟﻬﺎﻥ ﺑﻪ ﺍﻫﺘﺰﺍﺯ ﺩﺭﺁﻣﺪ ﻭ ﺟﻬﺎﻧﯿﺎﻥ ﺑﺎ ﺩﺭﻙ
ﺣﻘﺎﻧﯿﺖ ﺍﺳﻼﻡ، ﺑﻪ ﺳﯿﻞ ﺧﺮﻭﺷﺎﻥ ﺁﻥ ﭘﯿﻮﺳﺘﻨﺪ ﻭ
ﺩﺭ ﯾﺎﺩﮔﯿﺮﯼ ﻭ ﻧﺸﺮ ﻋﻠﻮﻡ ﻭ ﻣﻌﺎﺭﻓﺶ ﻣﺸﻐﻮﻝ
ﮔﺸﺘﻨﺪ، ﺍﯾﺮﺍﻧﯿﺎﻥ ﻧﯿﺰ ﻫﻤﺪﻭﺵ ﻭ ﮔﺎﻫﯽ ﭘﯿﺸﺎﭘﯿﺶ
ﺍﯾﻦ ﻧﻬﻀﺖ ﺟﻬﺎﻧﯽ ﺣﺮﻛﺖ ﻛﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﺩﺭ ﻛﻠﯿﻪ ﻋﻠﻮﻡ ﻭ
ﻣﻌﺎﺭﻑ ﺍﺳﻼﻣﯽ ﺷﺎﻫﻜﺎﺭﻫﺎﯼ ﻣﻬﻤﯽ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺟﻬﺎﻥ
ﺍﺳﻼﻡ ﺗﻘﺪﯾﻢ ﻧﻤﻮﺩﻧﺪ، ﺍﺯ ﺟﻤﻠﻪ ﺩﺭ ﻋﻠﻢ ﺣﺪﯾﺚ . ﺍﺯ
ﺁﻧﺠﺎﯾﯽ ﻛﻪ ﺍﺣﺎﺩﯾﺚ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺻﻠﯽﺍﻟﻠﻪﻋﻠﯿﻪﻭﺳﻠﻢ ﭘﺲ
ﺍﺯ ﻗﺮﺁﻥ ﻣﻬﻤﺘﺮﯾﻦ ﻣﻨﺒﻊ ﺩﺭﯾﺎﻓﺖ ﺍﺣﻜﺎﻡ ﻭ ﻗﻮﺍﻧﯿﻦ
ﺍﺳﻼﻡ ﺍﺳﺖ، ﺩﺍﻧﺸﻤﻨﺪﺍﻥ ﺍﺳﻼﻣﯽ ﺗﻮﺟﻪ ﻭﯾﮋﻩﺍﯼ ﺑﻪ
ﺣﻔﻆ ﻭ ﺍﻧﺘﻘﺎﻝ ﺁﻧﻬﺎ ﻣﺒﺬﻭﻝ ﺩﺍﺷﺘﻨﺪ ﻭ ﺩﺭ ﭘﯽ
ﺗﺤﺼﯿﻞ ﺁﻥ، ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﻛﯿﻠﻮﻣﺘﺮ ﺭﺍ ﭘﺎﯼ ﭘﯿﺎﺩﻩ ﻭ ﺑﺎ
ﺗﺤﻤﻞ ﻣﺸﻜﻼﺕ ﻓﺮﺍﻭﺍﻥ ﭘﺸﺖ ﺳﺮ ﻧﻬﺎﺩﻧﺪ ﻭ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ
ﺑﻪ ﻣﺮﺍﻛﺰ ﺗﺪﺭﯾﺲ ﻋﻠﻮﻡ ﺣﺪﯾﺚ ﺭﺳﺎﻧﺪﻧﺪ ﻭ ﻋﻄﺶ
ﻋﻠﻤﯽ ﺧﻮﯾﺶ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻣﺤﻀﺮ ﺍﺳﺎﺗﯿﺪ ﺣﺪﯾﺚ ﺩﺭ ﻫﺮ
ﻋﺼﺮ ﻭ ﻣﺼﺮﯼ ﺑﺮﻃﺮﻑ ‌ ﻧﻤﻮﺩﻧﺪ ﻭ ﺑﺎ ﺗﺪﻭﯾﻦ ﺁﺛﺎﺭ
ﻣﺎﻧﺪﮔﺎﺭ، ﺍﻣﺖ ﺍﺳﻼﻣﯽ ﺭﺍ .....ادامه مطلب


ادامه مطلب

«ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻧﺎﻣﻪ ﺍﻣﺎﻡ ﺗﺮﻣﺬﯼ -ﺭﺣﻤﻪ ﺍﻟﻠﻪ - »

ﺻﻔﺤﺎﺕﺗﺎﺭﯾﺦ ﺍﺳﻼﻡ ﻫﻤﻮﺍﺭﻩ ﺷﺎﻫﺪ ﺷﺨﺼﯿﺖﻫﺎﯼ
ﺑﻠﻨﺪﭘﺎﯾﻪﺍﯼ ﺩﺭ ﺯﻣﯿﻨﻪﻫﺎﯼ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﻋﻠﻤﯽ ﻭ ﻋﺮﻓﺎﻧﯽ
ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ، ﺍﻣﺎ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻣﯿﺎﻥ ﻣﺤﺪﺛﯿﻦ ﻧﻘﺶ ﺑﺴﺰﺍﺋﯽ
ﺭﺍ ﺩﺭ ﭘﯿﺸﺒﺮﺩ ﺍﻫﺪﺍﻑ ﮐﺘﺎﺏﺍﻟﻠﻪ ﻭ ﺳﻨﺖ ﺭﺳﻮﻝ ﺍﻟﻠﻪ
ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭﺳﻠﻢ ﺍﯾﻔﺎ ﻧﻤﻮﺩﻩﺍﻧﺪ . ﺑﯿﻮﮔﺮﺍﻓﯽ ﻭ
ﺳﯿﺮﻩﯼ ﻋﻠﻤﺎ ﻭ ﺍﻧﺪﯾﺸﻤﻨﺪﺍﻥ ﺍﺳﻼﻣﯽ، ﺑﺨﺶ ﻣﻬﻤﯽ
ﺍﺯ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺍﺳﻼﻣﯽ ﺍﺳﺖ، ﺯﯾﺮﺍ ﻓﺮﺩ ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﺪ
ﺑﺎ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﻭ ﺍﻟﮕﻮ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩﻥ ﺳﯿﺮﻩ ﺑﺰﺭﮔﺎﻥ ﺩﯾﻦ،
ﮐﻤﺒﻮﺩﻫﺎ ﻭ ﻧﻮﺍﻗﺺ ﺧﻮﯾﺶ ﺭﺍ ﺟﺒﺮﺍﻥ ﻧﻤﻮﺩﻩ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ
ﺁﯾﻨﺪﻩﺍﯼ ﺩﺭﺧﺸﺎﻥ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪﺭﯾﺰﯼ ﮐﻨﺪ. ﺑﺰﺭﮔﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ
ﺣﻖ، ﻭﺍﺭﺙ ﻋﻠﻢ ﺭﺳﻮﻝ ﺍﮐﺮﻡ ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭﺳﻠﻢ
ﻭ ﻃﻼﯾﻪﺩﺍﺭ ﻋﻠﻢ ﻭ ﺗﻤﺪﻥ ﺍﺳﻼﻣﯽ ﻭ ﺑﺸﺮﯼ ﺑﻮﺩﻩﺍﻧﺪ .
ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺷﺨﺼﯿﺖﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺟﻬﺎﻥ ﻋﻠﻢ ﻭ ﺣﺪﯾﺚ ﺭﺍ
ﺷﯿﻔﺘﻪ ﻭ ﺷﯿﺪﺍﯼ ﺧﻮﯾﺶ ﮔﺮﺩﺍﻧﯿﺪ، ﺍﻣﺎﻡ ﻣﺤﻤﺪ ﺑﻦ
ﻋﯿﺴﯽ ﺗﺮﻣﺬﯼ ﺍﺳﺖ . ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﺍﻣﺎﻡ ﺗﺮﻣﺬﯼ، ﺍﯾﻦ
ﻣﺤﺪﺙ ﺑﺰﺭﮒ، ﻧﻮﯾﺴﻨﺪﮔﺎﻥ، ﻣﻄﺎﻟﺐ ﺍﺭﺯﺷﻤﻨﺪﯼ
ﻧﻮﺷﺘﻪﺍﻧﺪ ﻭ ﺷﺨﺼﯿﺖ ﻋﻠﻤﯽ ﻭ ﺩﯾﻨﯽ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﺭﺍ
ﻣﻌﺮﻓﯽ ﻧﻤﻮﺩﻩﺍﻧﺪ . ﺍﻣﺎﻡ ﺗﺮﻣﺬﯼ ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺩﺭ ﻓﻦ
ﺣﺪﯾﺚ، ﺑﻠﮑﻪ ﺩﺭ ﭼﻨﺪﯾﻦ ﺭﺷﺘﻪ ﺍﺯ ﻋﻠﻮﻡ ﺯﻣﺎﻥ
ﺧﻮﯾﺶ ﺗﺒﺤﺮ ﺩﺍﺷﺘﻪﺍﻧﺪ . ﺍﯾﺸﺎﻥ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﭘﯿﺸﺘﺎﺯﺍﻥ
ﻋﻠﻢ ﺣﺪﯾﺚ ﺩﺭ ﻗﺮﻭﻥ ﺍﻭﻟﯿﻪ ﻇﻬﻮﺭ ﺍﺳﻼﻡ ﻭ ﺍﺯ
ﺑﺰﺭﮔﺎﻥ ﻋﻠﻢ ﻭ ﺻﺎﺣﺒﺎﻥ ﺍﺛﺮ ﺩﺭ ﺩﯾﻦ ﻣﯽﺑﺎﺷﻨﺪ...ادامه مطلب


ادامه مطلب

درباره ما

قرآن و سنت
kh.sepahi sepahi2002@yahoo.com